geobotanist

[ایالات متحده]/[ˈdʒiːəʊˌbɒtənɪst]/
[بریتانیا]/[ˈdʒiːoʊˌboʊtənɪst]/

ترجمه

n. یک گیاه‌شناس که رابطه گیاهان با محیط زیست خود، به ویژه در ارتباط با زمین‌شناسی و خاک را مطالعه می‌کند؛ یک دانشمند که گیاه‌شناسی و جغرافیا را ترکیب کرده و توزیع گیاهان و روابط اکولوژیکی آن‌ها را مطالعه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

a geobotanist

یک گیا botanist

the geobotanist studies

گیا botanist مطالعه می کند

geobotanist's research

پژوهش گیا botanist

becoming a geobotanist

شدن یک گیا botanist

trained geobotanists

گیا botanist های آموزش دیده

the geobotanist found

گیا botanist پیدا کرد

geobotanist fieldwork

کار میدانی گیا botanist

experienced geobotanist

گیا botanist با تجربه

geobotanists analyze

گیا botanist ها تحلیل می کنند

young geobotanist

گیا botanist جوان

جملات نمونه

the geobotanist studied the relationship between soil and plant distribution.

گیبوتانیست رابطه بین خاک و توزیع گیاهان را مورد مطالعه قرار داد.

as a geobotanist, she analyzed vegetation patterns across the region.

به عنوان یک گیبوتانیست، او الگوهای گیاهان را در سراسر منطقه تحلیل کرد.

his geobotanical research focused on alpine ecosystems.

پژوهش گیبوتانیکی او روی سیستم‌های اکولوژیکی آلپی متمرکز بود.

the geobotanist used gis software to map plant communities.

گیبوتانیست از نرم‌افزار GIS برای نقشه‌برداری از جوامع گیاهی استفاده کرد.

climate change significantly impacts the work of a geobotanist.

تغییرات اقلیمی به طور قابل توجهی روی کار یک گیبوتانیست تأثیر می‌گذارد.

a skilled geobotanist can identify subtle environmental changes.

یک گیبوتانیست ماهر می‌تواند تغییرات محیطی ناچیز را شناسایی کند.

the geobotanist collected data on plant species and soil composition.

گیبوتانیست داده‌هایی درباره گونه‌های گیاهی و ترکیب خاک جمع‌آوری کرد.

geobotanical surveys are crucial for land management planning.

بررسی‌های گیبوتانیکی برای برنامه‌ریزی مدیریت زمین حیاتی هستند.

the team included a botanist, a geologist, and a geobotanist.

تیم شامل یک گیاه‌شناس، یک زمین‌شناس و یک گیبوتانیست بود.

she is a young geobotanist with a passion for fieldwork.

او یک گیبوتانیست جوان است که عاشق کار در محیط طبیعی است.

the geobotanist's findings had implications for conservation efforts.

یافته‌های گیبوتانیست بر تلاش‌های حفاظتی تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید