geometer

[ایالات متحده]/dʒiːˈɒmətə/
[بریتانیا]/dʒiˈɑːmətər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ریاضیدان متخصص در هندسه؛ نوعی کرم ابریشم که با خم کردن بدنش حرکت می‌کند
Word Forms
جمعgeometers

عبارات و ترکیب‌ها

geometer's sketch

طرح‌رسامِ геометр

geometer's theorem

قضیه геометр

geometer's tools

ابزارهای геометр

geometer's problem

مسئله геометр

geometer's perspective

دیدگاه геометр

geometer's approach

رویکرد геометр

geometer's design

طراحی геометр

geometer's figure

شکل геометр

geometer's analysis

تجزیه و تحلیل геометр

geometer's study

مطالعه геометр

جملات نمونه

the geometer calculated the area of the triangle.

محاسب مساحت مثلث را محاسبه کرد.

a skilled geometer can solve complex problems easily.

یک هندسه‌دان ماهر می‌تواند به راحتی مسائل پیچیده را حل کند.

the geometer used a compass and straightedge for construction.

هندسه‌دان از پرگار و خط‌کش برای ساخت استفاده کرد.

in ancient greece, the geometer played a crucial role in mathematics.

در یونان باستان، هندسه‌دان نقش مهمی در ریاضیات ایفا کرد.

students learned about the geometer's theorem in class.

دانش‌آموزان در کلاس درباره قضیه هندسه‌دان یاد گرفتند.

the geometer's work influenced many fields of science.

کار هندسه‌دان بر بسیاری از زمینه‌های علم تأثیر گذاشت.

she aspired to become a famous geometer one day.

او آرزو داشت یک روز به یک هندسه‌دان مشهور تبدیل شود.

the geometer presented his findings at the conference.

هندسه‌دان یافته‌های خود را در کنفرانس ارائه کرد.

understanding geometry is essential for a geometer.

درک هندسه برای یک هندسه‌دان ضروری است.

the geometer explored new dimensions in his research.

هندسه‌دان ابعاد جدید را در تحقیقات خود بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید