gesticulated wildly
حرکات اغراقآمیز انجام داد
gesticulated emphatically
با تاکید و شدت اشاره کرد
gesticulated dramatically
به طور نمایشی اشاره کرد
gesticulated angrily
با عصبانیت اشاره کرد
gesticulated excitedly
با هیجان اشاره کرد
gesticulated frequently
به طور مکرر اشاره کرد
gesticulated expressively
با بیان احساسات اشاره کرد
gesticulated silently
به طور خاموش اشاره کرد
gesticulated confidently
با اعتماد به نفس اشاره کرد
she gesticulated wildly to emphasize her point.
او با حرکات اغراقآمیز برای تأکید بر حرفش اشاره کرد.
he gesticulated for help when he got lost.
وقتی گم شد، برای کمک خواست و با دست اشاره کرد.
the teacher gesticulated to grab the students' attention.
معلم برای جلب توجه دانشآموزان با دست اشاره کرد.
during the presentation, she gesticulated to illustrate her ideas.
در طول ارائه، او برای نشان دادن ایدههایش با دست اشاره کرد.
he gesticulated with enthusiasm while explaining the project.
در حالی که در مورد پروژه توضیح میداد، با اشتیاق با دست اشاره کرد.
they gesticulated in frustration when the plan failed.
وقتی طرح شکست خورد، آنها با ناامیدی با دست اشاره کردند.
the coach gesticulated from the sidelines to direct the players.
مربی از کنار زمین با دست اشاره کرد تا بازیکنان را هدایت کند.
she gesticulated dramatically to entertain the audience.
او برای سرگرمی مخاطبان به طور نمایشی با دست اشاره کرد.
as he spoke, he gesticulated to emphasize his arguments.
همانطور که صحبت میکرد، او برای تأکید بر استدلالهای خود با دست اشاره کرد.
he gesticulated to indicate the direction of the store.
او برای نشان دادن مسیر مغازه با دست اشاره کرد.
gesticulated wildly
حرکات اغراقآمیز انجام داد
gesticulated emphatically
با تاکید و شدت اشاره کرد
gesticulated dramatically
به طور نمایشی اشاره کرد
gesticulated angrily
با عصبانیت اشاره کرد
gesticulated excitedly
با هیجان اشاره کرد
gesticulated frequently
به طور مکرر اشاره کرد
gesticulated expressively
با بیان احساسات اشاره کرد
gesticulated silently
به طور خاموش اشاره کرد
gesticulated confidently
با اعتماد به نفس اشاره کرد
she gesticulated wildly to emphasize her point.
او با حرکات اغراقآمیز برای تأکید بر حرفش اشاره کرد.
he gesticulated for help when he got lost.
وقتی گم شد، برای کمک خواست و با دست اشاره کرد.
the teacher gesticulated to grab the students' attention.
معلم برای جلب توجه دانشآموزان با دست اشاره کرد.
during the presentation, she gesticulated to illustrate her ideas.
در طول ارائه، او برای نشان دادن ایدههایش با دست اشاره کرد.
he gesticulated with enthusiasm while explaining the project.
در حالی که در مورد پروژه توضیح میداد، با اشتیاق با دست اشاره کرد.
they gesticulated in frustration when the plan failed.
وقتی طرح شکست خورد، آنها با ناامیدی با دست اشاره کردند.
the coach gesticulated from the sidelines to direct the players.
مربی از کنار زمین با دست اشاره کرد تا بازیکنان را هدایت کند.
she gesticulated dramatically to entertain the audience.
او برای سرگرمی مخاطبان به طور نمایشی با دست اشاره کرد.
as he spoke, he gesticulated to emphasize his arguments.
همانطور که صحبت میکرد، او برای تأکید بر استدلالهای خود با دست اشاره کرد.
he gesticulated to indicate the direction of the store.
او برای نشان دادن مسیر مغازه با دست اشاره کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید