| جمع | get-ups |
get-up and go
بیدار شو و برو
smart get-up
ظاهر باهوش
get-up time
زمان بیدار شدن
get-up routine
روتین بیدار شدن
get-up ready
آماده شو
get-up quickly
به سرعت بیدار شو
get-up early
زود بیدار شو
get-up call
تماس بیدارباش
get-up style
سبک بیدار شدن
get-up look
ظاهر هنگام بیدار شدن
i need to get up earlier to catch my train.
من باید زودتر بیدار شوم تا قطارم را بگیرم.
she decided to get up and make breakfast.
او تصمیم گرفت بیدار شود و صبحانه درست کند.
he had a hard time getting up this morning.
او امروز صبح مشکل زیادی در بیدار شدن داشت.
the alarm clock helped me get up on time.
ساعت زنگدار به من کمک کرد به موقع بیدار شوم.
did you get up for work already?
آیا شما برای رفتن به سر کار از قبل بیدار شده اید؟
it's time for the kids to get up for school.
وقتشه بچهها برای مدرسه بیدار بشن.
i get up at six o'clock every day.
من هر روز ساعت شش صبح بیدار میشم.
we need to get up and stretch our legs.
ما باید بیدار شویم و پاهايمان را بكشيم.
the early bird gets up early.
پرنده اول صبح زود بیدار میشود.
he tried to get up but felt too tired.
او سعی کرد بیدار شود اما خیلی خسته احساس کرد.
she likes to get up and go for a walk.
او دوست دارد بیدار شود و پیادهروی کند.
get-up and go
بیدار شو و برو
smart get-up
ظاهر باهوش
get-up time
زمان بیدار شدن
get-up routine
روتین بیدار شدن
get-up ready
آماده شو
get-up quickly
به سرعت بیدار شو
get-up early
زود بیدار شو
get-up call
تماس بیدارباش
get-up style
سبک بیدار شدن
get-up look
ظاهر هنگام بیدار شدن
i need to get up earlier to catch my train.
من باید زودتر بیدار شوم تا قطارم را بگیرم.
she decided to get up and make breakfast.
او تصمیم گرفت بیدار شود و صبحانه درست کند.
he had a hard time getting up this morning.
او امروز صبح مشکل زیادی در بیدار شدن داشت.
the alarm clock helped me get up on time.
ساعت زنگدار به من کمک کرد به موقع بیدار شوم.
did you get up for work already?
آیا شما برای رفتن به سر کار از قبل بیدار شده اید؟
it's time for the kids to get up for school.
وقتشه بچهها برای مدرسه بیدار بشن.
i get up at six o'clock every day.
من هر روز ساعت شش صبح بیدار میشم.
we need to get up and stretch our legs.
ما باید بیدار شویم و پاهايمان را بكشيم.
the early bird gets up early.
پرنده اول صبح زود بیدار میشود.
he tried to get up but felt too tired.
او سعی کرد بیدار شود اما خیلی خسته احساس کرد.
she likes to get up and go for a walk.
او دوست دارد بیدار شود و پیادهروی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید