gharries

[ایالات متحده]/ˈɡɑːri/
[بریتانیا]/ˈɡæri/

ترجمه

n. نوعی کالسکه که با اسب کشیده می‌شود؛ وسیله نقلیه، کالسکه

عبارات و ترکیب‌ها

gharry style

سبک گاری

gharry vibes

فضای گاری

gharry moments

لحظات گاری

gharry life

زندگی گاری

gharry dreams

رویاهای گاری

gharry adventures

ماجراهای گاری

gharry spirit

روح گاری

gharry journey

سفر گاری

gharry passion

اشتیاق گاری

gharry experience

تجربه گاری

جملات نمونه

she decided to gharry the event for her friends.

او تصمیم گرفت رویداد را برای دوستانش برگزار کند.

let's gharry a meeting to discuss the project.

بیایید یک جلسه برای بحث در مورد پروژه برگزار کنیم.

he loves to gharry his weekends with outdoor activities.

او عاشق گذراندن آخر هفته هایش با فعالیت های فضای باز است.

we should gharry a plan before the deadline.

ما باید قبل از مهلت مقرر یک برنامه تنظیم کنیم.

they want to gharry a surprise party for her birthday.

آنها می خواهند یک مهمانی غافلگیرانه برای تولد او برگزار کنند.

can you gharry the details for our trip next month?

آیا می توانید جزئیات سفر ما را در ماه آینده تنظیم کنید؟

it's important to gharry your time wisely.

اهمیت دارد که زمان خود را به درستی مدیریت کنید.

he plans to gharry his schedule to fit in more workouts.

او قصد دارد برنامه خود را تنظیم کند تا بتواند تمرینات بیشتری انجام دهد.

we need to gharry our resources for the upcoming event.

ما باید منابع خود را برای رویداد آینده مدیریت کنیم.

she always tries to gharry her tasks effectively.

او همیشه سعی می کند وظایف خود را به طور موثر مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید