| شکل سوم شخص مفرد | ghostwrites |
| زمان گذشته | ghostwrote |
| قسمت سوم فعل | ghostwritten |
| صفت یا فعل حال استمراری | ghostwriting |
ghostwrite a book
نوشتن کتاب به جای شخص دیگر
ghostwrite for someone
نوشتن برای شخص دیگر
ghostwrite an article
نوشتن یک مقاله به جای شخص دیگر
ghostwrite a memoir
نوشتن یک خاطرهنامه به جای شخص دیگر
ghostwrite a speech
نوشتن یک سخنرانی به جای شخص دیگر
ghostwrite a novel
نوشتن یک رمان به جای شخص دیگر
ghostwrite a script
نوشتن فیلمنامه به جای شخص دیگر
ghostwrite content
نوشتن محتوا به جای شخص دیگر
ghostwrite a blog
نوشتن یک وبلاگ به جای شخص دیگر
ghostwrite lyrics
نوشتن متن ترانه به جای شخص دیگر
he decided to ghostwrite a novel for his friend.
او تصمیم گرفت رمان را برای دوستش بنویسد.
many celebrities hire professionals to ghostwrite their autobiographies.
بسیاری از افراد مشهور، متخصصان را استخدام میکنند تا زندگینامه خود را بنویسند.
she was asked to ghostwrite a speech for the politician.
از او خواسته شد تا برای سیاستمدار سخنرانی بنویسد.
ghostwriting can be a lucrative career for skilled writers.
نوشتن غیررسمی میتواند یک شغل پرسود برای نویسندگان ماهر باشد.
he prefers to ghostwrite rather than publish his own work.
او ترجیح میدهد به جای انتشار آثار خود، برای دیگران بنویسد.
the author needed someone to ghostwrite the sequel to his bestseller.
نویسنده به کسی نیاز داشت تا قسمت دوم کتاب پرفروش او را بنویسد.
she ghostwrites for several bloggers in her spare time.
او در اوقات فراغت برای چندین وبلاگ نویس مینویسد.
ghostwriting allows writers to work behind the scenes.
نوشتن غیررسمی به نویسندگان اجازه میدهد پشت صحنه کار کنند.
he was recognized for his talent in ghostwriting.
او به خاطر استعدادش در نوشتن غیررسمی مورد شناخت قرار گرفت.
many authors prefer to remain anonymous when they ghostwrite.
بسیاری از نویسندگان ترجیح میدهند هنگام نوشتن غیررسمی ناشناس بمانند.
ghostwrite a book
نوشتن کتاب به جای شخص دیگر
ghostwrite for someone
نوشتن برای شخص دیگر
ghostwrite an article
نوشتن یک مقاله به جای شخص دیگر
ghostwrite a memoir
نوشتن یک خاطرهنامه به جای شخص دیگر
ghostwrite a speech
نوشتن یک سخنرانی به جای شخص دیگر
ghostwrite a novel
نوشتن یک رمان به جای شخص دیگر
ghostwrite a script
نوشتن فیلمنامه به جای شخص دیگر
ghostwrite content
نوشتن محتوا به جای شخص دیگر
ghostwrite a blog
نوشتن یک وبلاگ به جای شخص دیگر
ghostwrite lyrics
نوشتن متن ترانه به جای شخص دیگر
he decided to ghostwrite a novel for his friend.
او تصمیم گرفت رمان را برای دوستش بنویسد.
many celebrities hire professionals to ghostwrite their autobiographies.
بسیاری از افراد مشهور، متخصصان را استخدام میکنند تا زندگینامه خود را بنویسند.
she was asked to ghostwrite a speech for the politician.
از او خواسته شد تا برای سیاستمدار سخنرانی بنویسد.
ghostwriting can be a lucrative career for skilled writers.
نوشتن غیررسمی میتواند یک شغل پرسود برای نویسندگان ماهر باشد.
he prefers to ghostwrite rather than publish his own work.
او ترجیح میدهد به جای انتشار آثار خود، برای دیگران بنویسد.
the author needed someone to ghostwrite the sequel to his bestseller.
نویسنده به کسی نیاز داشت تا قسمت دوم کتاب پرفروش او را بنویسد.
she ghostwrites for several bloggers in her spare time.
او در اوقات فراغت برای چندین وبلاگ نویس مینویسد.
ghostwriting allows writers to work behind the scenes.
نوشتن غیررسمی به نویسندگان اجازه میدهد پشت صحنه کار کنند.
he was recognized for his talent in ghostwriting.
او به خاطر استعدادش در نوشتن غیررسمی مورد شناخت قرار گرفت.
many authors prefer to remain anonymous when they ghostwrite.
بسیاری از نویسندگان ترجیح میدهند هنگام نوشتن غیررسمی ناشناس بمانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید