gibbosity

[ایالات متحده]/ˌdʒɪbˈɒs.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌdʒɪbˈɑː.sɪ.ti/

ترجمه

n. کیفیت گرد یا برآمده بودن؛ وضعیت قوزدار؛ یک برآمدگی یا برجستگی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gibbosity of surface

ناهمواری سطح

gibbosity in shape

ناهمواری در شکل

gibbosity of growth

ناهمواری در رشد

gibbosity of texture

ناهمواری در بافت

gibbosity on object

ناهمواری روی جسم

gibbosity in design

ناهمواری در طراحی

gibbosity of form

ناهمواری در فرم

gibbosity of feature

ناهمواری در ویژگی

gibbosity in structure

ناهمواری در ساختار

gibbosity of curve

ناهمواری در منحنی

جملات نمونه

the gibbosity of the moon was particularly striking last night.

برجستگی ماه دیشب به طور خاص چشمگیر بود.

scientists studied the gibbosity of the planet to understand its formation.

دانشمندان برای درک شکل‌گیری آن، برجستگی سیاره را مطالعه کردند.

the artist captured the gibbosity of the landscape in her painting.

هنرمند برجستگی منظره را در نقاشی خود به تصویر کشید.

gibbosity can often indicate the health of a plant.

برجستگی اغلب می‌تواند نشان‌دهنده سلامت یک گیاه باشد.

he explained the concept of gibbosity in his lecture.

او مفهوم برجستگی را در سخنرانی خود توضیح داد.

the gibbosity of the fruit made it look very appealing.

برجستگی میوه باعث شد که بسیار جذاب به نظر برسد.

her gibbosity made her stand out in the crowd.

برجستگی او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

they measured the gibbosity of the surface for their research.

آنها برای تحقیقات خود، برجستگی سطح را اندازه گیری کردند.

the gibbosity of the sculpture added depth to its design.

برجستگی مجسمه عمق بیشتری به طراحی آن اضافه کرد.

understanding gibbosity is important in geology.

درک برجستگی در زمین‌شناسی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید