gibed

[ایالات متحده]/dʒaɪbd/
[بریتانیا]/dʒaɪbd/

ترجمه

v. به تمسخر یا توهین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gibed at

به سخره گرفت

gibed him

به او به سخره گرفت

gibed back

در جواب به سخره گرفت

gibed loudly

با صدای بلند به سخره گرفت

gibed openly

به طور آشکار به سخره گرفت

gibed constantly

به طور مداوم به سخره گرفت

gibed playfully

به طور بازیگوشانه به سخره گرفت

gibed cruelly

به طور بی‌رحمانه به سخره گرفت

gibed together

با هم به سخره گرفتند

gibed frequently

به طور مکرر به سخره گرفت

جملات نمونه

he gibed at her choice of outfit.

او به انتخاب لباس او تمسخر کرد.

during the debate, he gibed at his opponent's arguments.

در طول بحث، او به استدلال های حریف خود تمسخر کرد.

the comedian gibed at the audience's reactions.

کمدین به واکنش های مخاطبان تمسخر کرد.

she gibed about his lack of experience.

او به فقدان تجربه او تمسخر کرد.

they gibed at the new policy during the meeting.

آنها در طول جلسه به سیاست جدید تمسخر کردند.

he couldn't help but gibed at her cooking skills.

او نتوانست جلوی تمسخر مهارت های آشپزی او را بگیرد.

his friends often gibed at his obsession with video games.

دوستانش اغلب به وسواس او در بازی های ویدیویی تمسخر می کردند.

she gibed at his attempt to impress her.

او به تلاش او برای تحت تاثیر قرار دادن او تمسخر کرد.

the critics gibed at the film's predictable plot.

منتقدان به طرح قابل پیش بینی فیلم تمسخر کردند.

he gibed at the team's poor performance last season.

او به عملکرد ضعیف تیم در فصل گذشته تمسخر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید