ginned lemonade
لیموناد گینشده
ginned cocktail
کوکتل گینشده
ginned tonic
تونیک گینشده
ginned fizz
فیز گینشده
ginned drink
نوشیدنی گینشده
ginned soda
سودا گینشده
ginned punch
پانچ گینشده
ginned spritz
اسپرایتز گینشده
ginned sour
ساور گینشده
ginned highball
هایبال گینشده
she ginned up some excitement for the event.
او با تلاش، هیجان را برای رویداد ایجاد کرد.
he ginned a plan to surprise her.
او طرحی برای غافلگیری او کشید.
the team ginned up support for the project.
تیم حمایت از پروژه را ایجاد کرد.
they ginned up a new marketing strategy.
آنها یک استراتژی بازاریابی جدید ایجاد کردند.
she ginned up courage to speak in public.
او با تلاش، شجاعت برای صحبت کردن در جمع را به دست آورد.
he ginned up a story to entertain the kids.
او داستانی برای سرگرمی بچهها ساخت.
they ginned up enthusiasm for the charity event.
آنها شور و اشتیاق را برای رویداد خیریه ایجاد کردند.
she ginned up a recipe for the dinner party.
او یک دستور العمل برای مهمانی شام درست کرد.
the artist ginned up a new concept for her exhibition.
هنرمند یک مفهوم جدید برای نمایشگاه خود ایجاد کرد.
he ginned up a solution to the problem quickly.
او به سرعت راه حلی برای مشکل ایجاد کرد.
ginned lemonade
لیموناد گینشده
ginned cocktail
کوکتل گینشده
ginned tonic
تونیک گینشده
ginned fizz
فیز گینشده
ginned drink
نوشیدنی گینشده
ginned soda
سودا گینشده
ginned punch
پانچ گینشده
ginned spritz
اسپرایتز گینشده
ginned sour
ساور گینشده
ginned highball
هایبال گینشده
she ginned up some excitement for the event.
او با تلاش، هیجان را برای رویداد ایجاد کرد.
he ginned a plan to surprise her.
او طرحی برای غافلگیری او کشید.
the team ginned up support for the project.
تیم حمایت از پروژه را ایجاد کرد.
they ginned up a new marketing strategy.
آنها یک استراتژی بازاریابی جدید ایجاد کردند.
she ginned up courage to speak in public.
او با تلاش، شجاعت برای صحبت کردن در جمع را به دست آورد.
he ginned up a story to entertain the kids.
او داستانی برای سرگرمی بچهها ساخت.
they ginned up enthusiasm for the charity event.
آنها شور و اشتیاق را برای رویداد خیریه ایجاد کردند.
she ginned up a recipe for the dinner party.
او یک دستور العمل برای مهمانی شام درست کرد.
the artist ginned up a new concept for her exhibition.
هنرمند یک مفهوم جدید برای نمایشگاه خود ایجاد کرد.
he ginned up a solution to the problem quickly.
او به سرعت راه حلی برای مشکل ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید