I calculate it's pretty difficult to git edication down there.
محاسبه میکنم که به دست آوردن آموزش در آنجا بسیار دشوار است.
Don't you git too peart.
زیاد پر جنب و جوش نشو.
Is Professor Severus Snape a Byronic romantic hero or an unredeemable "greasy git?
آیا پروفسور سیوریوس اسنیپ یک قهرمان عاشقانه بورونیک یا یک "گیت" غیرقابل رستگاری است؟
He's a real git, always causing trouble.
او یک گیت واقعی است، همیشه باعث ایجاد دردسر میشود.
Don't be such a git, just apologize.
انقدر گیت نباشید، فقط عذرخواهی کنید.
She called him a git for forgetting her birthday.
او او را به خاطر فراموش کردن تولدش گیت صدا زد.
The new guy at work is a bit of a git.
آقا جدید در محل کار کمی گیت است.
Stop being a git and help out.
گیت بودن را متوقف کنید و کمک کنید.
He's always been a bit of a git, but we love him anyway.
او همیشه کمی گیت بوده است، اما ما با این وجود او را دوست داریم.
I can't believe he said that, what a git.
نمیتوانم باور کنم که او آن را گفت، چه گیت.
She's such a git sometimes, but I know she means well.
گاهی اوقات او چنین گیت است، اما میدانم که منظورش خوب است.
I feel like a git for forgetting her anniversary.
احساس میکنم گیت هستم که سالگرد او را فراموش کردم.
He's a git, but he's our git.
او یک گیت است، اما او گیت ماست.
I calculate it's pretty difficult to git edication down there.
محاسبه میکنم که به دست آوردن آموزش در آنجا بسیار دشوار است.
Don't you git too peart.
زیاد پر جنب و جوش نشو.
Is Professor Severus Snape a Byronic romantic hero or an unredeemable "greasy git?
آیا پروفسور سیوریوس اسنیپ یک قهرمان عاشقانه بورونیک یا یک "گیت" غیرقابل رستگاری است؟
He's a real git, always causing trouble.
او یک گیت واقعی است، همیشه باعث ایجاد دردسر میشود.
Don't be such a git, just apologize.
انقدر گیت نباشید، فقط عذرخواهی کنید.
She called him a git for forgetting her birthday.
او او را به خاطر فراموش کردن تولدش گیت صدا زد.
The new guy at work is a bit of a git.
آقا جدید در محل کار کمی گیت است.
Stop being a git and help out.
گیت بودن را متوقف کنید و کمک کنید.
He's always been a bit of a git, but we love him anyway.
او همیشه کمی گیت بوده است، اما ما با این وجود او را دوست داریم.
I can't believe he said that, what a git.
نمیتوانم باور کنم که او آن را گفت، چه گیت.
She's such a git sometimes, but I know she means well.
گاهی اوقات او چنین گیت است، اما میدانم که منظورش خوب است.
I feel like a git for forgetting her anniversary.
احساس میکنم گیت هستم که سالگرد او را فراموش کردم.
He's a git, but he's our git.
او یک گیت است، اما او گیت ماست.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now