gleamings

[ایالات متحده]/'gli:miŋ/
[بریتانیا]/ ˈɡlimɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جرقه ضعیف نور، یک نگاه گذرا
adj. درخشان و روشن
v. چشمک زدن، به طور موقت و نامشخص ظاهر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

gleaming eyes

چشم‌های درخشان

gleaming smile

لبخند درخشان

gleaming silver

نقره درخشان

gleaming diamond

الماس درخشان

gleaming water

آب درخشان

gleaming armor

زره درخشان

جملات نمونه

swarthy Spaniards with gleaming teeth.

اسپانیایی‌های سیاهپوست با دندان‌های براق.

rich, gleaming shades of bronze.

سایه‌های برنزی غنی و براق.

a hall floored in gleaming yellow wood.

یک تالار با کفپوش چوب زرد براق.

a hint of mischief gleaming in her eyes.

اشاره‌ای به شیطنت در چشمانش که می‌درخشید.

a hall of gleaming marble, as lush as a Byzantine church.

یک تالار از مرمر براق، به اندازه یک کلیسای بیزانسی.

a gleaming array of vintage cars

یک مجموعه براق از اتومبیل‌های قدیمی.

His teeth were a gleaming flash of white against his tan.

دندان‌هایش یک ردیف براق سفید در برابر پوست برنزه او بود.

she brushed her hair carefully, as if her success lay in the sleek disposal of each gleaming black thread.

او با دقت موهایش را شانه می‌کرد، گویی موفقیتش در از بین بردن هر رشته سیاه براق نهفته بود.

The lake, which once in a while we played friskily, had been covered by the fallen leaves, gleaming in the sunshine.

دریاچه، که گاهی اوقات ما به طور بازیگانه در آن بازی می‌کردیم، با برگ‌های ریخته شده پوشیده شده بود که در آفتاب می‌درخشیدند.

نمونه‌های واقعی

The edge of a brilliant red sun was now gleaming through the trees.

لبه خورشید سرخ و درخشان اکنون از میان درختان می‌تابید.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

“Harry! ” said Ron, his eyes gleaming.

«هری!» ران گفت، چشمانش می‌درخشید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

A chair that showcased the gleaming modernity of chrome.

یک صندلی که مدرنیته درخشان کروم را به نمایش می‌گذاشت.

منبع: Vox opinion

Esteban slipped into the gleaming satin trousers.

استبان به شلوار ساتن براق سر خورد.

منبع: American Elementary School English 5

Anything that's smooth and shiny is gleaming.

هر چیزی که صاف و براق باشد، می‌درخشد.

منبع: Sara's British English class

Nespresso's factories are gleaming temples to globalisation.

کارخانه‌های نسپرسو معابد براق جهانی‌شدن هستند.

منبع: The Guardian (Article Version)

We can replace it with gleaming.

ما می‌توانیم آن را با درخشان جایگزین کنیم.

منبع: Sara's British English class

Its smooth mane and back were gleaming in the dappled sunlight.

مان و پشت صاف و نرمش در نور آفتاب سایه‌دار می‌درخشید.

منبع: Theatrical play: Gulliver's Travels

Harry moved gladly into the shade of the gleaming kitchen.

هری با خوشحالی به سایه آشپزخانه براق رفت.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

He smiled wider, flashing his gleaming teeth. " Ask the questions."

او با لبخند پهن‌تر، دندان‌های درخشانش را به نمایش گذاشت. " سوالات را بپرس."

منبع: Twilight: Eclipse

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید