glitziest

[ایالات متحده]/'glɪtsɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر زرق و برق یا نمایشی، به ویژه به شیوه ای لوکس یا پرخرج.

عبارات و ترکیب‌ها

glitzy party

جشن باشکوه

glitzy dress

لباس مجلل

glitzy jewelry

جواهرات مجلل

جملات نمونه

I wanted something glitzy to wear to the launch party.

من می‌خواستمم چیزی براق برای پوشیدن در مهمانی معرفی محصول.

the glitzy, media-saturated plasticity of Los Angeles.

پلاستیک براق، رسانه محور و اشباع شده لس آنجلس.

The glitzy party was attended by many celebrities.

مهمانی براق مورد استقبال بسیاری از مشاهیر قرار گرفت.

She wore a glitzy dress to the awards ceremony.

او یک لباس براق به مراسم اهدای جوایز پوشید.

The glitzy jewelry added a touch of glamour to her outfit.

جواهرات براق، جلوه‌ای از جذابیت را به لباس او اضافه کرد.

The glitzy lights of the city at night were mesmerizing.

چراغ‌های براق شهر در شب مسحور کننده بودند.

She loves to attend glitzy events and parties.

او عاشق شرکت در رویدادها و مهمانی‌های براق است.

The glitzy decorations transformed the venue into a magical wonderland.

دکوراسیون براق محل را به یک سرزمین جادویی تبدیل کرد.

The glitzy advertisement caught everyone's attention.

تبلیغ براق توجه همه را به خود جلب کرد.

The glitzy casino in Las Vegas is known for its extravagant displays.

کازینو براق در لاس وگاس به خاطر نمایش‌های مجللش مشهور است.

The glitzy fashion show featured top models and designers.

نمایش مد براق شامل مدل‌ها و طراحان برتر بود.

The glitzy event raised funds for a charitable cause.

این رویداد براق برای یک هدف خیریه کمک مالی جمع آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید