stop gloating over your victory
از پیروزی خود خوشحال نشوید.
he couldn't resist gloating about his promotion
او نتوانست جلوی خود را بگیرد و در مورد ارتقای خود خوشحال شود.
she was gloating over her rival's misfortune
او در حال خوشحال شدن از بدبختی رقیب خود بود.
gloating over someone else's failure is not a good trait
خوشحال شدن از شکست دیگران ویژگی خوبی نیست.
he was caught gloating about his ex-girlfriend's new relationship
او در حال خوشحال شدن در مورد رابطه جدید سابقهاش گیر افتاد.
stop gloating and show some sportsmanship
خوشحال شدن را متوقف کنید و کمی رفتار ورزشی نشان دهید.
gloating over someone's mistakes is unprofessional
خوشحال شدن از اشتباهات دیگران غیرحرفهای است.
she couldn't help gloating when she won the competition
وقتی برنده مسابقه شد، او نتوانست جلوی خوشحال شدنش را بگیرد.
gloating about your success won't make you any friends
در مورد موفقیت خود خوشحال شدن باعث دوست شدن شما با کسی نمی شود.
he was gloating over his rival's defeat
او در حال خوشحال شدن از شکست رقیب خود بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید