gloating

[ایالات متحده]/'gləutiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس خودرضایتی یا خودپسندی.

جملات نمونه

stop gloating over your victory

از پیروزی خود خوشحال نشوید.

he couldn't resist gloating about his promotion

او نتوانست جلوی خود را بگیرد و در مورد ارتقای خود خوشحال شود.

she was gloating over her rival's misfortune

او در حال خوشحال شدن از بدبختی رقیب خود بود.

gloating over someone else's failure is not a good trait

خوشحال شدن از شکست دیگران ویژگی خوبی نیست.

he was caught gloating about his ex-girlfriend's new relationship

او در حال خوشحال شدن در مورد رابطه جدید سابقه‌اش گیر افتاد.

stop gloating and show some sportsmanship

خوشحال شدن را متوقف کنید و کمی رفتار ورزشی نشان دهید.

gloating over someone's mistakes is unprofessional

خوشحال شدن از اشتباهات دیگران غیرحرفه‌ای است.

she couldn't help gloating when she won the competition

وقتی برنده مسابقه شد، او نتوانست جلوی خوشحال شدنش را بگیرد.

gloating about your success won't make you any friends

در مورد موفقیت خود خوشحال شدن باعث دوست شدن شما با کسی نمی شود.

he was gloating over his rival's defeat

او در حال خوشحال شدن از شکست رقیب خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید