gloppy

[ایالات متحده]/ˈɡlɒpi/
[بریتانیا]/ˈɡlɑːpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چسبنده یا غلیظ در بافت

عبارات و ترکیب‌ها

gloppy mess

کلافه و درهم

gloppy sauce

سس کلافه

gloppy mixture

مخلوط کلافه

gloppy texture

بافت کلافه

gloppy pudding

پودینگ کلافه

gloppy cereal

غلات کلافه

gloppy stew

خوراک کلافه

gloppy dough

خمیر کلافه

gloppy frosting

کرم frosting کلافه

gloppy slime

اسلایم کلافه

جملات نمونه

the cake batter was too gloppy to pour into the pan.

خمیر کیک بیش از حد غلیظ بود که بتوان آن را در قالب ریخت.

after adding too much water, the soup became gloppy.

پس از اضافه کردن آب بیش از حد، سوپ غلیظ شد.

she described the paint as gloppy and hard to work with.

او رنگ را غلیظ و سخت برای کار کردن توصیف کرد.

the gloppy mixture made it difficult to stir.

مخلوط غلیظ باعث شد هم زدن آن دشوار باشد.

his gloppy handwriting was hard to read.

خط غلیظ دست او خواندن را دشوار می کرد.

the gloppy sauce coated the pasta perfectly.

سس غلیظ به طور کامل روی پاستا را پوشاند.

she tried to fix the gloppy glue by adding more water.

او سعی کرد چسب غلیظ را با اضافه کردن آب بیشتر درست کند.

the gloppy mud made walking difficult.

گل ولای غلیظ راه رفتن را دشوار کرد.

his gloppy explanation left everyone confused.

توضیح غلیظ او باعث سردرگمی همه شد.

the dessert was delicious, but the texture was a bit gloppy.

دسر خوشمزه بود، اما بافت آن کمی غلیظ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید