gloppy mess
کلافه و درهم
gloppy sauce
سس کلافه
gloppy mixture
مخلوط کلافه
gloppy texture
بافت کلافه
gloppy pudding
پودینگ کلافه
gloppy cereal
غلات کلافه
gloppy stew
خوراک کلافه
gloppy dough
خمیر کلافه
gloppy frosting
کرم frosting کلافه
gloppy slime
اسلایم کلافه
the cake batter was too gloppy to pour into the pan.
خمیر کیک بیش از حد غلیظ بود که بتوان آن را در قالب ریخت.
after adding too much water, the soup became gloppy.
پس از اضافه کردن آب بیش از حد، سوپ غلیظ شد.
she described the paint as gloppy and hard to work with.
او رنگ را غلیظ و سخت برای کار کردن توصیف کرد.
the gloppy mixture made it difficult to stir.
مخلوط غلیظ باعث شد هم زدن آن دشوار باشد.
his gloppy handwriting was hard to read.
خط غلیظ دست او خواندن را دشوار می کرد.
the gloppy sauce coated the pasta perfectly.
سس غلیظ به طور کامل روی پاستا را پوشاند.
she tried to fix the gloppy glue by adding more water.
او سعی کرد چسب غلیظ را با اضافه کردن آب بیشتر درست کند.
the gloppy mud made walking difficult.
گل ولای غلیظ راه رفتن را دشوار کرد.
his gloppy explanation left everyone confused.
توضیح غلیظ او باعث سردرگمی همه شد.
the dessert was delicious, but the texture was a bit gloppy.
دسر خوشمزه بود، اما بافت آن کمی غلیظ بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید