he glowers
او اخم میکند
she glowers
او اخم میکند
they glower
آنها اخم میکنند
glowers at
به ... اخم میکند
glowers fiercely
با خشم اخم میکند
glowers menacingly
با تهدید اخم میکند
glowers silently
به طور خاموش اخم میکند
glowers in anger
با خشم اخم میکند
glowers with disdain
با بیاعتنایی اخم میکند
glowers often
اغراقاً اخم میکند
he glowers at anyone who interrupts him.
او با کسانی که او را قطع میکنند، اخم میکند.
the teacher glowers when students talk during the lesson.
معلم وقتی دانشآموزان در طول درس صحبت میکنند، اخم میکند.
she glowers in frustration when her plans are disrupted.
او در ناامیدی وقتی برنامههایش مختل میشوند، اخم میکند.
the dog glowers at the stranger approaching its owner.
سگ به غریبهای که به صاحبش نزدیک میشود، اخم میکند.
he glowers at the clock, wishing time would move faster.
او به ساعت نگاه میکند و میخواهد زمان سریعتر پیش برود.
she glowers at her computer screen in disbelief.
او با ناباوری به صفحه نمایش کامپیوتر خود نگاه میکند.
the villain glowers menacingly at the hero.
قهرمانکش با تهدید به قهرمان نگاه میکند.
he glowers whenever someone criticizes his work.
او هر وقت کسی از کارش انتقاد میکند، اخم میکند.
the child glowers when he is told to clean his room.
کودک وقتی به او گفته میشود که اتاقش را تمیز کند، اخم میکند.
she glowers at her reflection in the mirror.
او به بازتاب خود در آینه نگاه میکند.
he glowers
او اخم میکند
she glowers
او اخم میکند
they glower
آنها اخم میکنند
glowers at
به ... اخم میکند
glowers fiercely
با خشم اخم میکند
glowers menacingly
با تهدید اخم میکند
glowers silently
به طور خاموش اخم میکند
glowers in anger
با خشم اخم میکند
glowers with disdain
با بیاعتنایی اخم میکند
glowers often
اغراقاً اخم میکند
he glowers at anyone who interrupts him.
او با کسانی که او را قطع میکنند، اخم میکند.
the teacher glowers when students talk during the lesson.
معلم وقتی دانشآموزان در طول درس صحبت میکنند، اخم میکند.
she glowers in frustration when her plans are disrupted.
او در ناامیدی وقتی برنامههایش مختل میشوند، اخم میکند.
the dog glowers at the stranger approaching its owner.
سگ به غریبهای که به صاحبش نزدیک میشود، اخم میکند.
he glowers at the clock, wishing time would move faster.
او به ساعت نگاه میکند و میخواهد زمان سریعتر پیش برود.
she glowers at her computer screen in disbelief.
او با ناباوری به صفحه نمایش کامپیوتر خود نگاه میکند.
the villain glowers menacingly at the hero.
قهرمانکش با تهدید به قهرمان نگاه میکند.
he glowers whenever someone criticizes his work.
او هر وقت کسی از کارش انتقاد میکند، اخم میکند.
the child glowers when he is told to clean his room.
کودک وقتی به او گفته میشود که اتاقش را تمیز کند، اخم میکند.
she glowers at her reflection in the mirror.
او به بازتاب خود در آینه نگاه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید