feeling glum
احساس ناراحتی
looked glum
ظاهر ناراحت
a glum expression
حالت چهرهای گرفته
gloomy predictions.See Synonyms at glum
پیشبینیهای ناخوشایند. به مترادفها در glum مراجعه کنید
He is glum about world affairs.
او در مورد امور جهان ناراحت است.
a saturnine expression on his face.See Synonyms at glum
یک حالت سیاتورین روی صورتش داشت. برای یافتن مترادفها به glum مراجعه کنید.
the proverbially dour New England Puritan.See Synonyms at glum
پیران بدخلق نیوانگلند به اصطلاح. برای مترادفها به glum مراجعه کنید
Why do you look so glum?
چرا اینقدر ناراحت به نظر میرسی؟
She laughed at his glum face.
او به چهره ناراحت او خندید.
He was a charming mixture of glum and glee.
او ترکیبی جذاب از غم و شادی بود.
Why so glum? The votes haven't been counted yet.
چرا اینقدر ناراحت؟ هنوز رای گیری انجام نشده است.
the princess looked glum but later cheered up.
شاهزاده خانم ناراحت به نظر میرسید اما بعداً شاد شد.
glumes shortly hairy, apex acuminate to aristiform, lower glume ca. 8 mm, 1-veined, upper glume 10–15 mm, 3-veined;
glumes کوتاه و پوشیده از مو، نوک تیز به شکل aristiform، غلاف پایینی حدود 8 میلیمتر، 1 رگ، غلاف بالایی 10-15 میلیمتر، 3 رگ;
The policeman looked glum. But the storekeeper was beaming.
پلیس با چهرهای گرفته به نظر میرسید. اما صاحب مغازه لبخند میزد.
منبع: The Trumpet SwanMy voice was glum by the time I finished.
صدای من تا زمانی که تمام کردم، گرفته بود.
منبع: Twilight: Eclipse" No reason at all, " said Edmure in a glum tone.
"هیچ دلیلی وجود ندارد،" ادمر با لحنی گرفته گفت.
منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)" He does look glum, " said the Assistant Predestinator, pointing at Bernard Marx.
"او هم چهرهای گرفته دارد،" معاون پیشبینیکننده گفت و به برنارد مارکس اشاره کرد.
منبع: Brave New WorldDon't look so glum. You're going to get a hit.
اینقدر گرفته نباشید. شما یک ضربه خواهید گرفت.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1Now investors are glum. In the short run, they are right to worry.
اکنون سرمایهگذاران گرفتهاند. در کوتاهمدت، حق دارند نگران باشند.
منبع: The Economist (Summary)" Are you coming? " Harry asked Ron, but he shook his head, looking glum.
"میآیی؟" هری از رون پرسید، اما او سرش را تکان داد و چهرهای گرفته داشت.
منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix" Glum, Marx, glum." The clap on the shoulder made him start, look up.
"گرفته، مارکس، گرفته." ضربه به شانه باعث شد او جا بیفتد و سرش را بلند کند.
منبع: Brave New WorldMadrile? os are glum about losing, in September, yet another bid to host the Olympics.
مادریلها در مورد باختن در ماه سپتامبر، در تلاش برای میزبانی المپیک، گرفتهاند.
منبع: The Economist (Summary)She had the glummest face Harry had ever seen, half-hidden behind lank hair and thick, pearly spectacles.
او چهرهای گرفتهتر از هرچه هری تا به حال دیده بود داشت، که تا حدودی پشت موهای آویزان و عینکهای ضخیم و مروارید مانند پنهان شده بود.
منبع: Harry Potter and the Chamber of Secretsfeeling glum
احساس ناراحتی
looked glum
ظاهر ناراحت
a glum expression
حالت چهرهای گرفته
gloomy predictions.See Synonyms at glum
پیشبینیهای ناخوشایند. به مترادفها در glum مراجعه کنید
He is glum about world affairs.
او در مورد امور جهان ناراحت است.
a saturnine expression on his face.See Synonyms at glum
یک حالت سیاتورین روی صورتش داشت. برای یافتن مترادفها به glum مراجعه کنید.
the proverbially dour New England Puritan.See Synonyms at glum
پیران بدخلق نیوانگلند به اصطلاح. برای مترادفها به glum مراجعه کنید
Why do you look so glum?
چرا اینقدر ناراحت به نظر میرسی؟
She laughed at his glum face.
او به چهره ناراحت او خندید.
He was a charming mixture of glum and glee.
او ترکیبی جذاب از غم و شادی بود.
Why so glum? The votes haven't been counted yet.
چرا اینقدر ناراحت؟ هنوز رای گیری انجام نشده است.
the princess looked glum but later cheered up.
شاهزاده خانم ناراحت به نظر میرسید اما بعداً شاد شد.
glumes shortly hairy, apex acuminate to aristiform, lower glume ca. 8 mm, 1-veined, upper glume 10–15 mm, 3-veined;
glumes کوتاه و پوشیده از مو، نوک تیز به شکل aristiform، غلاف پایینی حدود 8 میلیمتر، 1 رگ، غلاف بالایی 10-15 میلیمتر، 3 رگ;
The policeman looked glum. But the storekeeper was beaming.
پلیس با چهرهای گرفته به نظر میرسید. اما صاحب مغازه لبخند میزد.
منبع: The Trumpet SwanMy voice was glum by the time I finished.
صدای من تا زمانی که تمام کردم، گرفته بود.
منبع: Twilight: Eclipse" No reason at all, " said Edmure in a glum tone.
"هیچ دلیلی وجود ندارد،" ادمر با لحنی گرفته گفت.
منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)" He does look glum, " said the Assistant Predestinator, pointing at Bernard Marx.
"او هم چهرهای گرفته دارد،" معاون پیشبینیکننده گفت و به برنارد مارکس اشاره کرد.
منبع: Brave New WorldDon't look so glum. You're going to get a hit.
اینقدر گرفته نباشید. شما یک ضربه خواهید گرفت.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1Now investors are glum. In the short run, they are right to worry.
اکنون سرمایهگذاران گرفتهاند. در کوتاهمدت، حق دارند نگران باشند.
منبع: The Economist (Summary)" Are you coming? " Harry asked Ron, but he shook his head, looking glum.
"میآیی؟" هری از رون پرسید، اما او سرش را تکان داد و چهرهای گرفته داشت.
منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix" Glum, Marx, glum." The clap on the shoulder made him start, look up.
"گرفته، مارکس، گرفته." ضربه به شانه باعث شد او جا بیفتد و سرش را بلند کند.
منبع: Brave New WorldMadrile? os are glum about losing, in September, yet another bid to host the Olympics.
مادریلها در مورد باختن در ماه سپتامبر، در تلاش برای میزبانی المپیک، گرفتهاند.
منبع: The Economist (Summary)She had the glummest face Harry had ever seen, half-hidden behind lank hair and thick, pearly spectacles.
او چهرهای گرفتهتر از هرچه هری تا به حال دیده بود داشت، که تا حدودی پشت موهای آویزان و عینکهای ضخیم و مروارید مانند پنهان شده بود.
منبع: Harry Potter and the Chamber of Secretsلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید