| جمع | gobbets |
small gobbet
قطعه کوچک
soft gobbet
قطعه نرم
a torn-off gobbet of flesh.
یک تکه گوشت پاره شده
a diary containing gobbets of useful information.
دفتر خاطراتی حاوی تکههایی از اطلاعات مفید.
a gobbet of meat
یک تکه گوشت
to vomit gobbets of blood
برای استفراغ تکههای خون
a gobbet of information
یک تکه اطلاعات
to dissect a gobbet of tissue
برای قطعهبرداری یک تکه بافت
gobbets of fat in the stew
تکههای چربی در آش
to analyze gobbets of data
برای تجزیه و تحلیل تکههای داده
gobbets of mud splattered everywhere
تکههای گل و لای که همه جا پخش شدهاند
to find gobbets of truth in the story
برای یافتن تکههای حقیقت در داستان
gobbets of seaweed washed ashore
تکههای جلبک دریایی که به ساحل شسته شدهاند
to pick up gobbets of broken glass
برای برداشتن تکههای شیشه شکسته
Tyrion unbuckled his helm, twisted it off, and spat a gobbet of bloody pink phlegm over the side. " It feels as though I bit through half my tongue" .
تیریون کلاه خود را باز کرد، آن را از سرش جدا کرد و یک تکه مخاط صورتی و خونین را به بیرون انداخت. " احساس میکنم نصف زبانم را گاز گرفتهام."
منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)small gobbet
قطعه کوچک
soft gobbet
قطعه نرم
a torn-off gobbet of flesh.
یک تکه گوشت پاره شده
a diary containing gobbets of useful information.
دفتر خاطراتی حاوی تکههایی از اطلاعات مفید.
a gobbet of meat
یک تکه گوشت
to vomit gobbets of blood
برای استفراغ تکههای خون
a gobbet of information
یک تکه اطلاعات
to dissect a gobbet of tissue
برای قطعهبرداری یک تکه بافت
gobbets of fat in the stew
تکههای چربی در آش
to analyze gobbets of data
برای تجزیه و تحلیل تکههای داده
gobbets of mud splattered everywhere
تکههای گل و لای که همه جا پخش شدهاند
to find gobbets of truth in the story
برای یافتن تکههای حقیقت در داستان
gobbets of seaweed washed ashore
تکههای جلبک دریایی که به ساحل شسته شدهاند
to pick up gobbets of broken glass
برای برداشتن تکههای شیشه شکسته
Tyrion unbuckled his helm, twisted it off, and spat a gobbet of bloody pink phlegm over the side. " It feels as though I bit through half my tongue" .
تیریون کلاه خود را باز کرد، آن را از سرش جدا کرد و یک تکه مخاط صورتی و خونین را به بیرون انداخت. " احساس میکنم نصف زبانم را گاز گرفتهام."
منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید