gobbet

[ایالات متحده]/'gɒbɪt/
[بریتانیا]/'ɡɑbɪt/

ترجمه

n. تکه یا قطعه کوچک، لقمه، تکه بزرگ.
Word Forms
جمعgobbets

عبارات و ترکیب‌ها

small gobbet

قطعه کوچک

soft gobbet

قطعه نرم

جملات نمونه

a torn-off gobbet of flesh.

یک تکه گوشت پاره شده

a diary containing gobbets of useful information.

دفتر خاطراتی حاوی تکه‌هایی از اطلاعات مفید.

a gobbet of meat

یک تکه گوشت

to vomit gobbets of blood

برای استفراغ تکه‌های خون

a gobbet of information

یک تکه اطلاعات

to dissect a gobbet of tissue

برای قطعه‌برداری یک تکه بافت

gobbets of fat in the stew

تکه‌های چربی در آش

to analyze gobbets of data

برای تجزیه و تحلیل تکه‌های داده

gobbets of mud splattered everywhere

تکه‌های گل و لای که همه جا پخش شده‌اند

to find gobbets of truth in the story

برای یافتن تکه‌های حقیقت در داستان

gobbets of seaweed washed ashore

تکه‌های جلبک دریایی که به ساحل شسته شده‌اند

to pick up gobbets of broken glass

برای برداشتن تکه‌های شیشه شکسته

نمونه‌های واقعی

Tyrion unbuckled his helm, twisted it off, and spat a gobbet of bloody pink phlegm over the side. " It feels as though I bit through half my tongue" .

تیریون کلاه خود را باز کرد، آن را از سرش جدا کرد و یک تکه مخاط صورتی و خونین را به بیرون انداخت. " احساس می‌کنم نصف زبانم را گاز گرفته‌ام."

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید