godlessly

[ایالات متحده]/ˈɡɒdləsli/
[بریتانیا]/ˈɡɑdləsli/

ترجمه

adv. به روشی که وجود خدا را انکار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

godlessly evil

به شدت بی‌خدایانه

live godlessly

به بی‌خدایی زندگی کنید

act godlessly

به بی‌خدایی عمل کنید

speak godlessly

به بی‌خدایی صحبت کنید

think godlessly

به بی‌خدایی فکر کنید

godlessly selfish

به شدت خودخواهانه و بی‌خدایانه

godlessly indifferent

به شدت بی‌تفاوت و بی‌خدایانه

godlessly reckless

به شدت بی‌احتیاط و بی‌خدایانه

godlessly cruel

به شدت بی‌رحم و بی‌خدایانه

godlessly free

به طور بی‌خدایانه آزاد

جملات نمونه

he lived godlessly, ignoring all moral principles.

او بی‌خدایی زندگی می‌کرد و از همه اصول اخلاقی غافل بود.

they acted godlessly, causing chaos in the community.

آنها بی‌خدانه عمل کردند و باعث هرج و مرج در جامعه شدند.

she spoke godlessly about the values she once held dear.

او بی‌خدانه در مورد ارزش‌هایی که زمانی گرامی می‌داشت صحبت کرد.

living godlessly can lead to a sense of emptiness.

زندگی بی‌خدایی می‌تواند منجر به احساس پوچی شود.

his godlessly reckless behavior shocked everyone.

رفتار بی‌خدایانه و بی‌احتیاطانه او همه را شوکه کرد.

in a godlessly competitive world, kindness is often overlooked.

در دنیایی بی‌خدایانه و رقابتی، مهربانی اغلب نادیده گرفته می‌شود.

she felt lost in a godlessly materialistic society.

او در یک جامعه بی‌خدایانه و مادی‌گرایانه احساس گم‌گشتگی می‌کرد.

they pursued their desires godlessly, without regard for others.

آنها خواسته‌های خود را بی‌خدایانه دنبال کردند، بدون توجه به دیگران.

his godlessly ambitious nature drove him to extreme lengths.

طبع جاه‌طلبانه و بی‌خدایانه او او را به حد و حدهای افراطی سوق داد.

living godlessly, she questioned the purpose of her existence.

با زندگی بی‌خدایی، او هدف وجود خود را زیر سوال برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید