atheistically

[ایالات متحده]/[ˌæθɪˈstɪkəli]/
[بریتانیا]/[ˌæθɪˈstɪkəli]/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که نشان‌دهنده یا بازتابنده الحاد است؛ بدون اعتقاد مذهبی؛ بدون توجه به باورها یا ملاحظات مذهبی.

عبارات و ترکیب‌ها

atheistically speaking

به طور الحادآمیز

living atheistically

زندگی کردن به طور الحادی

atheistically reasoned

استدلال شده به طور الحادی

atheistically inclined

تمایل الحادی

atheistically denying

انکار به طور الحادی

atheistically observing

مشاهده به طور الحادی

atheistically analyzing

تجزیه و تحلیل به طور الحادی

atheistically questioning

پرسش به طور الحادی

atheistically considering

در نظر گرفتن به طور الحادی

atheistically believing

باور کردن به طور الحادی

جملات نمونه

he lived a fulfilling life, even atheistically, without relying on religious promises.

او حتی بدون تکیه بر وعده‌های مذهبی، زندگی رضایت‌بخشی را به طور الحاد تجربه کرد.

the scientist approached the problem atheistically, seeking purely rational explanations.

دانشمند این مسئله را به طور الحاد بررسی کرد و به دنبال توضیحات صرفاً منطقی بود.

she examined the historical evidence atheistically, questioning any supernatural claims.

او شواهد تاریخی را به طور الحاد بررسی کرد و هرگونه ادعای فراطبیعی را زیر سوال برد.

he argued atheistically against the existence of a divine creator.

او به طور الحاد با وجود یک خالق الهی استدلال کرد.

the philosopher explored morality atheistically, grounding it in human reason.

فيلسوف اخلاق را به طور الحاد بررسی کرد و آن را بر اساس استدلال انسانی بنا کرد.

they considered the universe atheistically, marveling at its natural complexity.

آنها جهان را به طور الحاد در نظر گرفتند و به پیچیدگی طبیعی آن شگفت‌زده شدند.

she approached the question of meaning atheistically, finding purpose in human connection.

او سوال معنا را به طور الحاد بررسی کرد و هدف را در ارتباطات انسانی یافت.

he viewed the world atheistically, emphasizing scientific understanding and empirical data.

او جهان را به طور الحاد می‌دید و بر درک علمی و داده‌های تجربی تاکید می‌کرد.

the author wrote atheistically about the importance of human responsibility.

نویسنده به طور الحاد در مورد اهمیت مسئولیت انسانی نوشت.

they analyzed the artwork atheistically, focusing on its aesthetic qualities and historical context.

آنها اثر هنری را به طور الحاد تجزیه و تحلیل کردند و بر ویژگی‌های زیبایی‌شناختی و زمینه تاریخی آن تمرکز کردند.

he chose to live his life atheistically, prioritizing personal growth and ethical conduct.

او تصمیم گرفت زندگی خود را به طور الحاد زندگی کند و رشد شخصی و رفتار اخلاقی را در اولویت قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید