little godling
خدای کوچک
mischievous godling
خدای شیطان
divine godling
خدای الهی
lost godling
خدای گمشده
playful godling
خدای بازیگوش
young godling
خدای جوان
fallen godling
خدای سقوط کرده
ancient godling
خدای باستانی
mighty godling
خدای قدرتمند
hidden godling
خدای پنهان
the godling descended from the heavens to bless the village.
خداکجانه از آسمانها فرود آمد تا دهکده را برکت بخشد.
in the ancient tales, a godling often helps heroes in their quests.
در داستانهای باستانی، یک خداکجانه اغلب به قهرمانان در تلاشهایشان کمک میکند.
the godling's laughter echoed through the enchanted forest.
خنده خداکجانه در جنگل افسونشده طنینانداز شد.
people believed that the godling could control the weather.
مردم معتقد بودند که خداکجانه میتواند آب و هوا را کنترل کند.
the young godling was curious about the human world.
خداکجانه جوان درباره دنیای انسان کنجکاو بود.
legends say that a godling can grant wishes to the pure of heart.
افسانه ها می گویند که یک خداکجانه می تواند به خلوص قلب آرزوها را برآورده کند.
the godling danced among the stars, spreading joy.
خداکجانه در میان ستارگان میرقصید و شادی را گسترش میداد.
a godling appeared in the dreams of the faithful.
یک خداکجانه در رویاهای مومنان ظاهر شد.
the villagers offered gifts to the godling for protection.
روستاییان به عنوان محافظت هدیه ای به خداکجانه اهدا کردند.
the godling's presence brought peace to the land.
حضور خداکجانه صلح را به سرزمین آورد.
little godling
خدای کوچک
mischievous godling
خدای شیطان
divine godling
خدای الهی
lost godling
خدای گمشده
playful godling
خدای بازیگوش
young godling
خدای جوان
fallen godling
خدای سقوط کرده
ancient godling
خدای باستانی
mighty godling
خدای قدرتمند
hidden godling
خدای پنهان
the godling descended from the heavens to bless the village.
خداکجانه از آسمانها فرود آمد تا دهکده را برکت بخشد.
in the ancient tales, a godling often helps heroes in their quests.
در داستانهای باستانی، یک خداکجانه اغلب به قهرمانان در تلاشهایشان کمک میکند.
the godling's laughter echoed through the enchanted forest.
خنده خداکجانه در جنگل افسونشده طنینانداز شد.
people believed that the godling could control the weather.
مردم معتقد بودند که خداکجانه میتواند آب و هوا را کنترل کند.
the young godling was curious about the human world.
خداکجانه جوان درباره دنیای انسان کنجکاو بود.
legends say that a godling can grant wishes to the pure of heart.
افسانه ها می گویند که یک خداکجانه می تواند به خلوص قلب آرزوها را برآورده کند.
the godling danced among the stars, spreading joy.
خداکجانه در میان ستارگان میرقصید و شادی را گسترش میداد.
a godling appeared in the dreams of the faithful.
یک خداکجانه در رویاهای مومنان ظاهر شد.
the villagers offered gifts to the godling for protection.
روستاییان به عنوان محافظت هدیه ای به خداکجانه اهدا کردند.
the godling's presence brought peace to the land.
حضور خداکجانه صلح را به سرزمین آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید