| شکل سوم شخص مفرد | goldbricks |
| جمع | goldbricks |
goldbrick job
کار دروغین
goldbrick attitude
نگاه دروغین
goldbrick around
دور زدن با دروغ
goldbrick tactics
تاکتیکهای دروغین
goldbrick employee
کارمند دروغگو
goldbrick behavior
رفتار دروغین
goldbrick mentality
نگرش دروغین
goldbrick scheme
طرح دروغین
goldbrick strategy
استراتژی دروغین
goldbrick style
سبک دروغین
he tends to goldbrick during meetings.
او معمولاً در جلسات کار را به تعویق میاندازد.
don't goldbrick your way through this project.
طوری وانمود نکنید که دارید کار می کنید و این پروژه را تمام کنید.
she always tries to goldbrick when there's work to do.
او همیشه سعی میکند وقتی کار وجود دارد، کار را به تعویق بیندازد.
goldbricking can lead to serious consequences at work.
به تعویق انداختن کار میتواند منجر به عواقب جدی در محل کار شود.
the manager caught him goldbricking instead of working.
مدیر او را در حال به تعویق انداختن کار به جای انجام آن دستگیر کرد.
it's frustrating to see someone goldbrick their responsibilities.
دیدن اینکه کسی وظایف خود را به تعویق میاندازد، خستهکننده است.
goldbricking is not acceptable in our team.
به تعویق انداختن کار در تیم ما قابل قبول نیست.
he was accused of goldbricking during the project.
او به به تعویق انداختن کار در طول پروژه متهم شد.
goldbricking can damage your reputation at work.
به تعویق انداختن کار میتواند به شهرت شما در محل کار آسیب برساند.
she got reprimanded for goldbricking during the training.
او به دلیل به تعویق انداختن کار در طول آموزش تذکر گرفته است.
goldbrick job
کار دروغین
goldbrick attitude
نگاه دروغین
goldbrick around
دور زدن با دروغ
goldbrick tactics
تاکتیکهای دروغین
goldbrick employee
کارمند دروغگو
goldbrick behavior
رفتار دروغین
goldbrick mentality
نگرش دروغین
goldbrick scheme
طرح دروغین
goldbrick strategy
استراتژی دروغین
goldbrick style
سبک دروغین
he tends to goldbrick during meetings.
او معمولاً در جلسات کار را به تعویق میاندازد.
don't goldbrick your way through this project.
طوری وانمود نکنید که دارید کار می کنید و این پروژه را تمام کنید.
she always tries to goldbrick when there's work to do.
او همیشه سعی میکند وقتی کار وجود دارد، کار را به تعویق بیندازد.
goldbricking can lead to serious consequences at work.
به تعویق انداختن کار میتواند منجر به عواقب جدی در محل کار شود.
the manager caught him goldbricking instead of working.
مدیر او را در حال به تعویق انداختن کار به جای انجام آن دستگیر کرد.
it's frustrating to see someone goldbrick their responsibilities.
دیدن اینکه کسی وظایف خود را به تعویق میاندازد، خستهکننده است.
goldbricking is not acceptable in our team.
به تعویق انداختن کار در تیم ما قابل قبول نیست.
he was accused of goldbricking during the project.
او به به تعویق انداختن کار در طول پروژه متهم شد.
goldbricking can damage your reputation at work.
به تعویق انداختن کار میتواند به شهرت شما در محل کار آسیب برساند.
she got reprimanded for goldbricking during the training.
او به دلیل به تعویق انداختن کار در طول آموزش تذکر گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید