goldbrick

[ایالات متحده]/ˈɡəʊldbɹɪk/
[بریتانیا]/ˈɡoʊldbɹɪk/

ترجمه

n. یک آجر طلا جعلی؛ یک کلاهبردار؛ یک بیکار؛ یک آجر طلا جعلی؛ یک بیکار؛ یک کلاهبردار
vi. برای فرار از کار؛ برای بیکاری؛ برای تظاهر به بیماری؛ برای تقلب؛ برای شانه خالی کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردgoldbricks
جمعgoldbricks

عبارات و ترکیب‌ها

goldbrick job

کار دروغین

goldbrick attitude

نگاه دروغین

goldbrick around

دور زدن با دروغ

goldbrick tactics

تاکتیک‌های دروغین

goldbrick employee

کارمند دروغگو

goldbrick behavior

رفتار دروغین

goldbrick mentality

نگرش دروغین

goldbrick scheme

طرح دروغین

goldbrick strategy

استراتژی دروغین

goldbrick style

سبک دروغین

جملات نمونه

he tends to goldbrick during meetings.

او معمولاً در جلسات کار را به تعویق می‌اندازد.

don't goldbrick your way through this project.

طوری وانمود نکنید که دارید کار می کنید و این پروژه را تمام کنید.

she always tries to goldbrick when there's work to do.

او همیشه سعی می‌کند وقتی کار وجود دارد، کار را به تعویق بیندازد.

goldbricking can lead to serious consequences at work.

به تعویق انداختن کار می‌تواند منجر به عواقب جدی در محل کار شود.

the manager caught him goldbricking instead of working.

مدیر او را در حال به تعویق انداختن کار به جای انجام آن دستگیر کرد.

it's frustrating to see someone goldbrick their responsibilities.

دیدن اینکه کسی وظایف خود را به تعویق می‌اندازد، خسته‌کننده است.

goldbricking is not acceptable in our team.

به تعویق انداختن کار در تیم ما قابل قبول نیست.

he was accused of goldbricking during the project.

او به به تعویق انداختن کار در طول پروژه متهم شد.

goldbricking can damage your reputation at work.

به تعویق انداختن کار می‌تواند به شهرت شما در محل کار آسیب برساند.

she got reprimanded for goldbricking during the training.

او به دلیل به تعویق انداختن کار در طول آموزش تذکر گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید