goldies

[ایالات متحده]/ˈɡəʊldi/
[بریتانیا]/ˈɡoʊldi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای رنگ یا ظاهری طلایی

عبارات و ترکیب‌ها

goldy locks

قفل طلایی

goldy oldie

طلایی پیر

goldy touch

لمس طلایی

goldy girl

دختر طلایی

goldy boy

پسر طلایی

goldy color

رنگ طلایی

goldy smile

لبخند طلایی

goldy days

روزهای طلایی

goldy moment

لحظه طلایی

goldy heart

قلب طلایی

جملات نمونه

she wore a goldy dress to the party.

او یک لباس طلایی به مهمانی پوشید.

his goldy hair shone in the sunlight.

موهای طلایی او در نور خورشید می‌درخشید.

the goldy sunset was breathtaking.

غروب طلایی نفس‌گیر بود.

they found a goldy ring on the beach.

آنها یک حلقه طلایی در ساحل پیدا کردند.

the goldy leaves of autumn are beautiful.

برگ‌های طلایی پاییز زیبا هستند.

she has a goldy personality that attracts everyone.

او شخصیتی طلایی دارد که همه را جذب می‌کند.

he gave her a goldy necklace as a gift.

او یک گردنبند طلایی به او هدیه داد.

the goldy fabric feels luxurious.

پارچه طلایی حس لوکس بودن می‌دهد.

they decorated the room with goldy accents.

آنها اتاق را با جزئیات طلایی تزئین کردند.

the goldy glow of the candlelight was cozy.

نور طلایی شمع دنج بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید