goosed

[ایالات متحده]/ɡuːs/
[بریتانیا]/ɡuːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده آبی با گردن بلند، پاهای کوتاه و پاهای پرده‌دار، که به خاطر صدای خاص خود شناخته می‌شود؛ گوشت این پرنده؛ شخصی احمق یا بی‌معنی

عبارات و ترکیب‌ها

wild goose

غاز وحشی

goose liver

کبد اردک

swan goose

غاز بلک

goose egg

تخم اردک

goose meat

گوشت اردک

wild goose chase

تعقیب بی حاصل

goose pimples

جوش اردک

جملات نمونه

A young goose is a gosling.

یک اردک جوانی، جوجه اردک است.

Sauce for the goose is sauce for the gander.

سس برای اردک، سس برای بهنگ است.

they were killing the golden goose of tourism.

آنها در حال از بین بردن اردک طلایی گردشگری بودند.

their skin was specked with goose pimples.

پوست آنها با جوش های اردکی پوشیده شده بود.

the goose is in the oven, sputtering fat.

اردک در فر است و چربی می پراکند.

an effort to goose news stand sales

تلاشی برای افزایش فروش روزنامه فروشی

The goose flapped heavily away.

اردک با شدت زیاد دور شد.

shoe the gosling (=shoe the goose)

کفش پوشاندن جوجه اردک (= کفش پوشاندن اردک)

The hoaxer had sent the police on a wild-goose chase.

فریبکار پلیس را به تعقیب بیهوده فرستاده بود.

He got a goose egg on his maths test.

او در امتحان ریاضی صفر گرفت.

You don't kill the goose that lays the golden egg.

شما اردکی را که تخم طلایی می گذارد، نمی کشید.

The speeding ticket cooked his goose with his father. Her goose was cooked when she was caught cheating on the test.

جریمه سرعت باعث ناراحتی او با پدرش شد. او زمانی که در حال تقلب در امتحان دستگیر شد، در موقعیت بدی قرار گرفت.

East German soldiers goose-stepped outside the monument.

سربازان آلمان شرقی با قدم های اردکی در خارج از بنا ایستادند.

The goose saw her and cackled loudly.

غاز او را دید و با صدای بلند قهقهه زد.

The friar preached against stealing and had a goose in his sleeve.

راه Friar علیه دزدی موعظه کرد و یک اردک در آستینش داشت.

the director goosed up the star's grosses by making him funny.

مدیر با خنده‌دار کردن او، درآمدهای ستاره را افزایش داد.

Cutting down fruit trees for firewood is a case of killing the goose that lays the golden eggs.

قطع درختان میوه برای تهیه هیزم، مثالی از کشتن غاز تخم طلا گذنده است.

If she can go out with her friends, why can’t I? What’s sauce for the goose is sauce for the gander.

اگر او می تواند با دوستانش بیرون برود، چرا من نمی توانم؟ سس برای اردک، سس برای بهنگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید