gormandized

[ایالات متحده]/ˈɡɔː.mən.daɪzd/
[بریتانیا]/ˈɡɔr.mən.daɪzd/

ترجمه

v. به طور مفرط یا طمعکارانه خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

gormandized food

غذاهای پرمصرف

gormandized meal

وعده غذایی پرمصرف

gormandized feast

جشن غذا پرمصرف

gormandized snacks

میان وعده‌های پرمصرف

gormandized portions

سهم‌های پرمصرف

gormandized dishes

غذاهای پرمصرف

gormandized treats

شیرینی‌های پرمصرف

gormandized indulgence

لذت پرمصرف

gormandized buffet

بوفه پرمصرف

gormandized appetite

اشتهای پرمصرف

جملات نمونه

he gormandized at the buffet until he could barely move.

او آنقدر در بوفه غذا خورد که دیگر نتوانست تکان بخورد.

after the long hike, they gormandized on a feast of grilled meats.

بعد از پیاده‌روی طولانی، آن‌ها با ولع فراوان از یک فستیوال گوشت کبابی لذت بردند.

she gormandized on sweets, ignoring her diet completely.

او با ولع فراوان شیرینی خورد و کاملاً رژیم غذایی خود را نادیده گرفت.

during the holiday, they gormandized on traditional dishes.

در طول تعطیلات، آن‌ها با ولع فراوان غذاهای سنتی را امتحان کردند.

the children gormandized on candy during the party.

کودکان در طول مهمانی با ولع فراوان آبنبات خوردند.

after the game, the team gormandized on pizza and wings.

بعد از مسابقه، تیم پیتزا و بال با ولع فراوان خورد.

she gormandized on the holiday treats, savoring every bite.

او شیرینی‌های تعطیلات را با ولع فراوان خورد و از هر لقمه لذت برد.

they gormandized at the food festival, trying everything available.

آن‌ها در جشنواره غذا با ولع فراوان همه چیز موجود را امتحان کردند.

he was known to gormandize at family gatherings.

او به خاطر خوردن با ولع فراوان در دورهمی‌های خانوادگی معروف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید