gormandizer

[ایالات متحده]/ˈɡɔː.mənˌdaɪ.zər/
[بریتانیا]/ˈɡɔːr.mənˌdaɪ.zɚ/

ترجمه

n. شخصی که با حرص یا ولع غذا می‌خورد

عبارات و ترکیب‌ها

greedy gormandizer

گورماندیزی حریص

gormandizer at heart

گورماندی در جان

selfish gormandizer

گورماندی خودخواه

gormandizer's delight

لذت گورماندی

famous gormandizer

گورماندی مشهور

gormandizer's feast

جشن گورماندی

gormandizer lifestyle

سبک زندگی گورماندی

gormandizer's choice

انتخاب گورماندی

gormandizer mentality

ذهنیت گورماندی

gormandizer's paradise

بهشت گورماندی

جملات نمونه

the gormandizer finished the entire buffet by himself.

او به تنهایی تمام بافکت را تمام کرد.

as a gormandizer, he always seeks out the best restaurants.

به عنوان یک گوردمنایزر، او همیشه به دنبال بهترین رستوران ها می گردد.

her gormandizer tendencies often lead to food comas.

گرایش های گوردمنایزر او اغلب منجر به کما غذایی می شود.

being a gormandizer, he never skips dessert.

با وجود اینکه یک گوردمنایزر است، او هرگز دسر را از دست نمی دهد.

the gormandizer's plate was piled high with food.

سینی گوردمنایزر پر از غذا بود.

she joked that her gormandizer friend could eat for three.

او شوخی کرد که دوست گوردمنایزرش می تواند برای سه نفر بخورد.

the gormandizer savored every bite of his meal.

گوردمنایزر از هر لقمه غذایش لذت برد.

his reputation as a gormandizer made him a popular dinner guest.

شهرت او به عنوان یک گوردمنایزر باعث شد که مهمان شام محبوبی باشد.

the gormandizer couldn't resist trying every dish at the festival.

گوردمنایزر نمی توانست در برابر امتحان کردن هر غذایی در جشنواره مقاومت کند.

with his gormandizer habits, he often indulges in late-night snacks.

با عادت های گوردمنایزرش، او اغلب در خوردن میان وعده های شبانه غرق می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید