| جمع | gottes |
i've gotten lost
من گم شدم
i got to go to the meeting early tomorrow.
باید زود فردا به جلسه بروم.
she got to finish her homework before dinner.
او باید پیش از غذا کارهای خانوادگی خود را تمام کند.
we got to leave now or we'll miss the bus.
ما باید الآن بیرون برویم یا اتوبوس را از دست میدهیم.
they got to be at the airport by 8 pm.
آنها باید تا ۸ بج مسافرگاه باشند.
you got to try this restaurant; the food is amazing.
باید این رستوران را امتحان کنی؛ غذا فوق العاده است.
he got to work hard to pass his exams.
او باید سخت کار کند تا امتحانات خود را پاس کند.
i got to admit, she made a good point.
باید اعتراف کنم، او یک نکته خوب داشت.
we got to make a decision before it's too late.
ما باید قبل از اینکه زود بودن از دست رفته باشد تصمیم بگیریم.
you got to be careful with that glass.
باید با آن شیشه دقت کنی.
they got to find a solution quickly.
آنها باید سریع یک راه حل پیدا کنند.
i got to say, i'm impressed with your work.
باید بگویم، از کار شما متعجب شدم.
she got to wake up early for her interview.
او باید زود برای مصاحبه از خواب بیدار شود.
we got to believe in ourselves.
ما باید در خود ایمان داشته باشیم.
you got to trust the process.
باید فرایند را اعتماد کنی.
i got to go, my ride is waiting.
باید بروم، ماشین من منتظرم است.
i've gotten lost
من گم شدم
i got to go to the meeting early tomorrow.
باید زود فردا به جلسه بروم.
she got to finish her homework before dinner.
او باید پیش از غذا کارهای خانوادگی خود را تمام کند.
we got to leave now or we'll miss the bus.
ما باید الآن بیرون برویم یا اتوبوس را از دست میدهیم.
they got to be at the airport by 8 pm.
آنها باید تا ۸ بج مسافرگاه باشند.
you got to try this restaurant; the food is amazing.
باید این رستوران را امتحان کنی؛ غذا فوق العاده است.
he got to work hard to pass his exams.
او باید سخت کار کند تا امتحانات خود را پاس کند.
i got to admit, she made a good point.
باید اعتراف کنم، او یک نکته خوب داشت.
we got to make a decision before it's too late.
ما باید قبل از اینکه زود بودن از دست رفته باشد تصمیم بگیریم.
you got to be careful with that glass.
باید با آن شیشه دقت کنی.
they got to find a solution quickly.
آنها باید سریع یک راه حل پیدا کنند.
i got to say, i'm impressed with your work.
باید بگویم، از کار شما متعجب شدم.
she got to wake up early for her interview.
او باید زود برای مصاحبه از خواب بیدار شود.
we got to believe in ourselves.
ما باید در خود ایمان داشته باشیم.
you got to trust the process.
باید فرایند را اعتماد کنی.
i got to go, my ride is waiting.
باید بروم، ماشین من منتظرم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید