say

[ایالات متحده]/seɪ/
[بریتانیا]/se/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. صحبت کردن; گفتگو کردن
vt. توضیح دادن; بیان کردن; اعلام کردن
n. قدرت تصمیم‌گیری; حق صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

say hello

بگو سلام

say goodbye

خداحافظی کردن

say sorry

ببخشید

say to oneself

به خودت بگو

they say

می گویند

say when

وقتی بگو

say for oneself

برای خودت بگو

say yes

بله بگو

say about

در مورد بگو

how to say

چگونه بگویم

say nothing

هیچی نگو

what i say

من چی میگم

nothing to say

هیچی برای گفتن نیست

say on

روشن کن

say well

خوب بگو

hard to say

سخت برای گفتن

say sorry to

به کسی متاسف باش

as you say

همانطور که می گویی

let us say

بگذاریم بگوییم

so to say

تا آنجا که می دانم

جملات نمونه

say it in French.

آن را به زبان فرانسه بگو.

They say that it will rain.

آنها می‌گویند که باران خواهد بارید.

as the saying goes.

همانطور که ضرب المثل می‌گوید.

Say it again in English.

باز هم آن را به زبان انگلیسی بگویید.

It's disgraceful to say so.

گفتن آن شرمس‌آور است.

Say ta to him.

تا را به او بگو.

Please say that again.

لطفاً دوباره آن را بگویید.

They did not say the contrary.

آنها خلاف آن را نگفتند.

They say that it will rain tomorrow.

می گویند که فردا باران خواهد بارید.

nobody was saying anything.

هیچ کس چیزی نمی گفت.

all in favour say aye.

کسانی که موافق هستند، بگویید آیه.

What will Mrs. Grundy say?

خانم گراندی چه خواهد گفت؟

It's hard to say which is better.

سخت است که بگوییم کدام بهتر است.

say in one's slow drawl

با کشیدگی صدای خود بگو.

He is haywire to say that.

او برای گفتن آن گیج است.

It is small of you to say so.

گفتن آن از شما دور است.

have a face to say that

جرات گفتن آن را داشته باشید.

I venture to say that....

جسارت دارم بگویم که...

To say or utter with a yowl.

گفتن یا گفتن با ناله.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید