governably managed
governably structured
governably designed
governably controlled
governably regulated
governably administered
governably implemented
governably executed
governably operated
governably maintained
the country was governably managed after the revolution.
سیستم نرم افزاری جدید به گونه ای طراحی شده است که به راحتی توسط بخش فناوری اطلاعات قابل مدیریت باشد.
the new policy was implementably enforced to maintain public order.
این سازمان غیرمتمرکز به طور قابل اتکا تحت رهبری روشن و پروتکل های تعریف شده فعالیت می کند.
the region can be governably administered despite its cultural diversity.
سیستم ترافیک شهر به گونه ای ساختار یافته است که ترافیک در ساعات شلوغی را به حداقل برساند.
the company is governably run by the board of directors.
ساختار سلسله مراتبی شرکت به گونه ای سازماندهی شده است که تصمیم گیری در همه سطوح کارآمد باشد.
the city was governably organized into administrative districts.
ابتکار عمل تحول دیجیتال به طور قابل اتکا به طور همزمان در تمام دفاتر منطقه ای اجرا شد.
the funds are governably allocated according to strict regulations.
این سیاست های رفاه اجتماعی به گونه ای مدیریت می شوند که توزیع منصفانه منابع را تضمین کنند.
the project was governably executed under strict supervision.
برنامه درسی ملی به گونه ای کنترل می شود که استانداردهای کیفیت ثابت را در سراسر کشور حفظ کند.
the school is governably operated with clear academic policies.
این سازمان خیریه بین المللی با شفافیت کامل در تمام معاملات مالی به طور قابل اتکا فعالیت می کند.
the hospital was governably managed during the health crisis.
پایگاه داده مبتنی بر ابر به طور قابل اتکا توسط مدیران مجاز که از پروتکل های امنیتی سختگیرانه پیروی می کنند، مدیریت می شود.
the program was governably expanded to reach rural communities.
این پروژه تحقیقاتی چند ملیتی به طور قابل اتکا بین دوازده موسسه شریک در سه قاره هماهنگ شد.
the territory was governably controlled by the central authority.
امکانات آزمایشگاه بالینی به طور قابل اتکا تحت مقررات سختگیرانه بهداشت و ایمنی اداره می شوند.
the organization is governably structured with clear hierarchies.
برنامه مسکن دولتی به گونه ای ساختار یافته است که کمک به خانواده های کم درآمد را در اولویت قرار دهد.
governably managed
governably structured
governably designed
governably controlled
governably regulated
governably administered
governably implemented
governably executed
governably operated
governably maintained
the country was governably managed after the revolution.
سیستم نرم افزاری جدید به گونه ای طراحی شده است که به راحتی توسط بخش فناوری اطلاعات قابل مدیریت باشد.
the new policy was implementably enforced to maintain public order.
این سازمان غیرمتمرکز به طور قابل اتکا تحت رهبری روشن و پروتکل های تعریف شده فعالیت می کند.
the region can be governably administered despite its cultural diversity.
سیستم ترافیک شهر به گونه ای ساختار یافته است که ترافیک در ساعات شلوغی را به حداقل برساند.
the company is governably run by the board of directors.
ساختار سلسله مراتبی شرکت به گونه ای سازماندهی شده است که تصمیم گیری در همه سطوح کارآمد باشد.
the city was governably organized into administrative districts.
ابتکار عمل تحول دیجیتال به طور قابل اتکا به طور همزمان در تمام دفاتر منطقه ای اجرا شد.
the funds are governably allocated according to strict regulations.
این سیاست های رفاه اجتماعی به گونه ای مدیریت می شوند که توزیع منصفانه منابع را تضمین کنند.
the project was governably executed under strict supervision.
برنامه درسی ملی به گونه ای کنترل می شود که استانداردهای کیفیت ثابت را در سراسر کشور حفظ کند.
the school is governably operated with clear academic policies.
این سازمان خیریه بین المللی با شفافیت کامل در تمام معاملات مالی به طور قابل اتکا فعالیت می کند.
the hospital was governably managed during the health crisis.
پایگاه داده مبتنی بر ابر به طور قابل اتکا توسط مدیران مجاز که از پروتکل های امنیتی سختگیرانه پیروی می کنند، مدیریت می شود.
the program was governably expanded to reach rural communities.
این پروژه تحقیقاتی چند ملیتی به طور قابل اتکا بین دوازده موسسه شریک در سه قاره هماهنگ شد.
the territory was governably controlled by the central authority.
امکانات آزمایشگاه بالینی به طور قابل اتکا تحت مقررات سختگیرانه بهداشت و ایمنی اداره می شوند.
the organization is governably structured with clear hierarchies.
برنامه مسکن دولتی به گونه ای ساختار یافته است که کمک به خانواده های کم درآمد را در اولویت قرار دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید