gracilariid

[ایالات متحده]/ˌɡræsɪˈleəriɪd/
[بریتانیا]/ˌɡræsɪˈlæriɪd/

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی خانواده گرازیلارییدیه مورخان.
n. یک مورخان متعلق به خانواده گرازیلارییدیه که با اندازه کوچک و بال‌های باریک مشخص می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

gracilariid moth

گونه‌ی مگس گراسیلاریید

gracilariid larvae

خزاف گراسیلاریید

gracilariid species

گونه‌ی گراسیلاریید

gracilariid infestation

فاسد شدن گراسیلاریید

gracilariid damage

آسیب گراسیلاریید

gracilariid control

کنترل گراسیلاریید

gracilariid pest

آفات گراسیلاریید

gracilariid genus

جنس گراسیلاریید

gracilariid family

خانواده‌ی گراسیلاریید

gracilariid outbreak

تفاقم گراسیلاریید

جملات نمونه

the gracilariid moth larvae feed on plant leaves and create characteristic mine patterns.

خزاف‌های مگس‌های گریسیلاریید روی برگ گیاهان غذای می‌یابند و الگوهای خاصی از معدن‌های غذایی ایجاد می‌کنند.

researchers identified a new gracilariid species in the tropical rainforest.

پژوهشگران یک گونه جدید از گریسیلاریید در جنگل‌های گیاشهای گرمسیری شناسایی کردند.

gracilariid pests have caused significant damage to coffee plantations this season.

آفات گریسیلاریید در این فصل به کشت چای زیان جدی وارد کرده‌اند.

the gracilariid lifecycle includes egg, larva, pupa, and adult stages.

چرخه زندگی گریسیلاریید شامل مراحل تخم، لارو، پوپا و بزرگسالی است.

female gracilariid moths lay eggs on the underside of leaves.

مگس‌های گریسیلاریید نر در زیر برگ‌ها تخم می‌گذارند.

gracilariid mines are often used to identify the species.

معدن‌های گریسیلاریید اغلب برای شناسایی گونه‌ها استفاده می‌شود.

the gracilariid family contains over 1,800 described species worldwide.

خانواده گریسیلاریید در سراسر جهان بیش از ۱۸۰۰ گونه توصیف شده دارد.

some gracilariid species are considered beneficial for their role in plant ecology.

برخی گونه‌های گریسیلاریید به دلیل نقش آن‌ها در اکولوژی گیاهان مفید به‌شمار می‌روند.

pesticide resistance has been observed in certain gracilariid populations.

مقاومت در برابر کودکشندگی در برخی جمعیت‌های گریسیلاریید مشاهده شده است.

gracilariid larvae produce silk to create their feeding mines.

لاروی‌های گریسیلاریید رشته‌های نخ تولید می‌کنند تا معدن‌های غذایی خود را ایجاد کنند.

the gracilariid moth was observed resting on a leaf in the garden.

مگس گریسیلاریید در یک گیاه گیاهان گاردن در حال استراحت بود.

climate change may be affecting the distribution of gracilariid species.

تغییرات اقلیمی ممکن است توزیع گونه‌های گریسیلاریید را تحت تأثیر قرار دهد.

entomologists study gracilariid behavior to develop pest control strategies.

پاراسیت‌شناسان رفتار گریسیلاریید را مطالعه می‌کنند تا استراتژی‌های کنترل آفات توسعه دهند.

the gracilariid population declined after the introduction of natural predators.

جمعیت گریسیلاریید پس از معرفی شکارچیان طبیعی کاهش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید