graciousnesses

[ایالات متحده]/ˈɡreɪʃəsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡreɪʃəsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت مهربان، با نزاکت و خوشایند بودن

عبارات و ترکیب‌ها

acts of graciousnesses

اقدامات سخاوت

moments of graciousnesses

لحظات سخاوت

expressions of graciousnesses

عبارات سخاوت

signs of graciousnesses

نشانه های سخاوت

gifts of graciousnesses

هدیه های سخاوت

words of graciousnesses

کلمات سخاوت

deeds of graciousnesses

اقدامات سخاوت

shows of graciousnesses

نمایش های سخاوت

جملات نمونه

her graciousnesses in handling difficult situations are admirable.

مهربانی و بزرگواری او در مواجهه با شرایط دشوار قابل تحسین است.

we should appreciate the graciousnesses of those who help us.

ما باید از مهربانی و بزرگواری کسانی که به ما کمک می‌کنند قدردانی کنیم.

his graciousnesses made everyone feel welcome at the event.

مهربانی و بزرگواری او باعث شد همه در این رویداد احساس استقبال کنند.

the graciousnesses shown by the host were truly remarkable.

مهربانی و بزرگواری نشان داده شده توسط میزبان واقعاً قابل توجه بود.

graciousnesses in conversation can build strong relationships.

مهربانی و بزرگواری در گفتگو می‌تواند روابط قوی ایجاد کند.

her graciousnesses towards her colleagues foster a positive work environment.

مهربانی و بزرگواری او نسبت به همکارانش باعث ایجاد یک محیط کار مثبت می‌شود.

graciousnesses are often remembered long after the event.

مهربانی و بزرگواری اغلب مدت طولانی پس از رویداد به یاد می‌ماند.

the graciousnesses of the volunteers made a big difference.

مهربانی و بزرگواری داوطلبان تفاوت بزرگی ایجاد کرد.

in times of crisis, graciousnesses can inspire hope.

در زمان بحران، مهربانی و بزرگواری می‌تواند امید را الهام بخشد.

her graciousnesses towards strangers reflect her character.

مهربانی و بزرگواری او نسبت به غریبه‌ها نشان‌دهنده شخصیت او است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید