grainfield

[ایالات متحده]/ˈɡreɪnˌfiːld/
[بریتانیا]/ˈɡreɪnˌfiːld/

ترجمه

n. زمینی که برای کشت غلات استفاده می‌شود؛ زمین برای محصولات غلات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

grainfield sunset

غروب مزرعه

grainfield harvest

برداشت مزرعه

grainfield view

نمای مزرعه

grainfield breeze

نسیم مزرعه

grainfield path

مسیر مزرعه

grainfield colors

رنگ‌های مزرعه

grainfield scene

صحنه مزرعه

grainfield flowers

گل‌های مزرعه

grainfield landscape

مناظر مزرعه

grainfield dreams

رویاهای مزرعه

جملات نمونه

the grainfield swayed gently in the breeze.

میدان گندم به آرامی در نسیم تاب می‌خورد.

the farmer harvested the grainfield at dawn.

کشاورز میدان گندم را در سپیده دم برداشت.

we walked through the grainfield during our hike.

ما در حین پیاده‌روی از میان میدان گندم عبور کردیم.

the grainfield was filled with golden wheat.

میدان گندم پر از گندم طلایی بود.

children played hide and seek in the grainfield.

کودکان در میدان گندم قایم‌مخفی بازی می‌کردند.

wildflowers bloomed beautifully in the grainfield.

گل‌های وحشی به زیبایی در میدان گندم شکوفا شدند.

the sunset cast a warm glow over the grainfield.

غروب خورشید بر روی میدان گندم درخششی گرم انداخت.

birds often nest in the edges of the grainfield.

پرندگان اغلب در لبه‌های میدان گندم لانه می‌سازند.

the grainfield provided food for many animals.

میدان گندم غذا برای بسیاری از حیوانات فراهم کرد.

after the rain, the grainfield looked vibrant and fresh.

بعد از باران، میدان گندم شاداب و تازه به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید