| جمع | grainfields |
grainfield sunset
غروب مزرعه
grainfield harvest
برداشت مزرعه
grainfield view
نمای مزرعه
grainfield breeze
نسیم مزرعه
grainfield path
مسیر مزرعه
grainfield colors
رنگهای مزرعه
grainfield scene
صحنه مزرعه
grainfield flowers
گلهای مزرعه
grainfield landscape
مناظر مزرعه
grainfield dreams
رویاهای مزرعه
the grainfield swayed gently in the breeze.
میدان گندم به آرامی در نسیم تاب میخورد.
the farmer harvested the grainfield at dawn.
کشاورز میدان گندم را در سپیده دم برداشت.
we walked through the grainfield during our hike.
ما در حین پیادهروی از میان میدان گندم عبور کردیم.
the grainfield was filled with golden wheat.
میدان گندم پر از گندم طلایی بود.
children played hide and seek in the grainfield.
کودکان در میدان گندم قایممخفی بازی میکردند.
wildflowers bloomed beautifully in the grainfield.
گلهای وحشی به زیبایی در میدان گندم شکوفا شدند.
the sunset cast a warm glow over the grainfield.
غروب خورشید بر روی میدان گندم درخششی گرم انداخت.
birds often nest in the edges of the grainfield.
پرندگان اغلب در لبههای میدان گندم لانه میسازند.
the grainfield provided food for many animals.
میدان گندم غذا برای بسیاری از حیوانات فراهم کرد.
after the rain, the grainfield looked vibrant and fresh.
بعد از باران، میدان گندم شاداب و تازه به نظر میرسید.
grainfield sunset
غروب مزرعه
grainfield harvest
برداشت مزرعه
grainfield view
نمای مزرعه
grainfield breeze
نسیم مزرعه
grainfield path
مسیر مزرعه
grainfield colors
رنگهای مزرعه
grainfield scene
صحنه مزرعه
grainfield flowers
گلهای مزرعه
grainfield landscape
مناظر مزرعه
grainfield dreams
رویاهای مزرعه
the grainfield swayed gently in the breeze.
میدان گندم به آرامی در نسیم تاب میخورد.
the farmer harvested the grainfield at dawn.
کشاورز میدان گندم را در سپیده دم برداشت.
we walked through the grainfield during our hike.
ما در حین پیادهروی از میان میدان گندم عبور کردیم.
the grainfield was filled with golden wheat.
میدان گندم پر از گندم طلایی بود.
children played hide and seek in the grainfield.
کودکان در میدان گندم قایممخفی بازی میکردند.
wildflowers bloomed beautifully in the grainfield.
گلهای وحشی به زیبایی در میدان گندم شکوفا شدند.
the sunset cast a warm glow over the grainfield.
غروب خورشید بر روی میدان گندم درخششی گرم انداخت.
birds often nest in the edges of the grainfield.
پرندگان اغلب در لبههای میدان گندم لانه میسازند.
the grainfield provided food for many animals.
میدان گندم غذا برای بسیاری از حیوانات فراهم کرد.
after the rain, the grainfield looked vibrant and fresh.
بعد از باران، میدان گندم شاداب و تازه به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید