grammaticalize

[ایالات متحده]/ˌɡræməˈtaɪkəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌɡræməˈtaɪkəˌlaɪz/

ترجمه

vt. برای بیان در ساختار گرامری؛ برای تطبیق دادن چیزی با الزامات گرامری

عبارات و ترکیب‌ها

grammaticalize meaning

معنای دستوری

grammaticalize form

فرم دستوری

grammaticalize structure

ساختار دستوری

grammaticalize function

عملکرد دستوری

grammaticalize process

فرآیند دستوری

grammaticalize usage

مصرف دستوری

grammaticalize category

دسته‌بندی دستوری

grammaticalize element

عنصر دستوری

grammaticalize rule

قانون دستوری

grammaticalize feature

ویژگی دستوری

جملات نمونه

languages often grammaticalize concepts differently.

زبان‌ها اغلب مفاهیم را به روش‌های مختلفی دستکاری می‌کنند.

in some languages, time is grammaticalized through verb forms.

در برخی زبان‌ها، زمان از طریق ساختارهای دستوری در فعل‌ها دستکاری می‌شود.

children may grammaticalize their understanding of language rules.

کودکان ممکن است درک خود از قوانین زبان را دستکاری کنند.

over time, speakers may grammaticalize new expressions.

با گذشت زمان، گویشوران ممکن است عبارات جدیدی را دستکاری کنند.

some linguists study how languages grammaticalize social relationships.

برخی از زبان‌شناسان مطالعه می‌کنند که چگونه زبان‌ها روابط اجتماعی را دستکاری می‌کنند.

researchers examine how dialects grammaticalize differently.

محققان بررسی می‌کنند که چگونه لهجه‌ها دستکاری‌های متفاوتی را نشان می‌دهند.

some phrases may grammaticalize into fixed expressions.

برخی از عبارات ممکن است به عبارات ثابت تبدیل شوند.

languages may grammaticalize politeness in unique ways.

زبان‌ها ممکن است ادب را به روش‌های منحصر به فرد دستکاری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید