grandads

[ایالات متحده]/ˈɡrændædz/
[بریتانیا]/ˈɡrændædz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بزرگ‌پدر

عبارات و ترکیب‌ها

grandads love

عشق پدربزرگ‌ها

grandads stories

داستان‌های پدربزرگ‌ها

grandads advice

نصیحت‌های پدربزرگ‌ها

grandads jokes

جک‌های پدربزرگ‌ها

grandads wisdom

حکمت پدربزرگ‌ها

grandads garden

باغ پدربزرگ‌ها

grandads hobbies

سرگرمی‌های پدربزرگ‌ها

grandads memories

خاطرات پدربزرگ‌ها

grandads recipes

دستورهای غذایی پدربزرگ‌ها

grandads visits

بازدیدهای پدربزرگ‌ها

جملات نمونه

my grandads always tell the best stories.

پدربزرگ‌های من همیشه بهترین داستان‌ها را تعریف می‌کنند.

grandads often enjoy gardening in their free time.

پدر بزرگ‌ها اغلب اوقات در اوقات فراغت از باغبانی لذت می‌برند.

many grandads love to play with their grandchildren.

بسیاری از پدربزرگ‌ها دوست دارند با نوه هایشان بازی کنند.

grandads can be great teachers of life lessons.

پدربزرگ‌ها می‌توانند مربیان خوبی در درس‌های زندگی باشند.

some grandads have fascinating hobbies like woodworking.

برخی از پدربزرگ‌ها سرگرمی‌های جالب مانند نجاری دارند.

grandads often pass down family traditions.

پدربزرگ‌ها اغلب سنت‌های خانوادگی را به نسل‌های بعدی منتقل می‌کنند.

my grandads taught me how to fish.

پدربزرگ‌های من به من یاد دادند که چگونه ماهیگیری کنم.

grandads enjoy sharing their wisdom with younger generations.

پدربزرگ‌ها از به اشتراک گذاشتن خرد خود با نسل‌های جوانتر لذت می‌برند.

during holidays, grandads love to cook special meals.

در تعطیلات، پدربزرگ‌ها دوست دارند وعده‌های غذایی خاصی بپزند.

grandads often have a unique perspective on life.

پدربزرگ‌ها اغلب دیدگاه منحصر به فردی نسبت به زندگی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید