gras

[ایالات متحده]/ɡrɑː/
[بریتانیا]/ɡrɑː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. کوتاه‌نویسی برای Generally Recognized as Safe؛ یک نشانه‌ی ایمنی غذایی که نشان می‌دهد یک ماده از نظر علم و دانش عامه به عنوان ایمن برای مصرف در نظر گرفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

grasp at straws

به دنبال چیزهای نامعتبر

within grasp

در دسترس

beyond grasp

خارج از دسترس

grasp the nettle

به گیاه خاردار دست زدن

firm grasp

گرفتاری محکم

grasp opportunity

فرصت را دست گرفتن

loose grasp

گرفتاری لاغر

grasp meaning

معنی را دست گرفتن

first grasp

گرفتاری اولیه

grasp concept

مفهوم را دست گرفتن

جملات نمونه

the chef prepared a delicate slice of foie gras for the tasting menu.

شکارچی یک مقطع نرم از فوی گراس را برای منوی نمونه‌گذاری آماده کرد.

foie gras is considered one of the finest delicacies in french cuisine.

فوی گراس یکی از لذت‌های گران‌قیمت فرانسوی در میان غذاهای فرانسوی محسوب می‌شود.

the warm foie gras melted on my tongue with a buttery richness.

فوی گراس گرم روی زبان من با غنای چربی‌ای ذوب شد.

many upscale restaurants serve seared foie gras during the winter season.

بسیاری از رستوران‌های لوکس در فصل زمستان فوی گراس سوزانده را سرو می‌کنند.

the ethical debate surrounding foie gras production continues worldwide.

مباحثه اخلاقی مربوط به تولید فوی گراس در سراسر جهان ادامه دارد.

a classic preparation requires only salt, pepper, and a touch of butter.

یک آماده‌سازی کلاسیک تنها نیاز به نمک، فلفل و یک لمس چربی دارد.

the ducks are raised specifically to produce high-quality foie gras.

گوزه‌ها به طور خاص برای تولید فوی گراس با کیفیت بالا پرورش داده می‌شوند.

many chefs prefer serving foie gras with sweet fruit compotes.

بسیاری از شکارچی‌ها ترجیح می‌دهند فوی گراس را با مربا میوه‌های شیرین همراه باشد.

the homemade paté featured a smooth and creamy foie gras texture.

پاته خانگی با بافت نرم و کرمی از فوی گراس معرفی شد.

several cities have banned the sale of foie gras due to animal welfare concerns.

چند شهر به دلیل نگرانی‌های مربوط به بهداشت حیوانات، فروش فوی گراس را ممنوع کرده‌اند.

traditional french chefs defend foie gras as an important culinary heritage.

شکارچی‌های فرانسوی سنتی فوی گراس را به عنوان یک میراث گذاری مهم دفاع می‌کنند.

the intense flavor of foie gras pairs well with a bold red wine.

طعم شدید فوی گراس با یک شامپاگن قرمز شجاعانه جوری خوبی دارد.

preparing perfect foie gras requires precise temperature control and timing.

آماده‌سازی فوی گراس ایده‌آل نیاز به کنترل دقیق دمای و زمان دارد.

true connoisseurs appreciate the subtle sweetness of quality foie gras.

خواص واقعی فوی گراس با کیفیت، نعیم نرم و شیرین آن را ارزیابی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید