maigre

[ایالات متحده]/ˈmeɪɡə/
[بریتانیا]/ˈmeɪɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون گوشت; گیاه‌خوار
Word Forms
جمعmaigres

عبارات و ترکیب‌ها

maigre meat

گوشت میگر

maigre diet

رژیم میگر

maigre profit

سود میگر

maigre earnings

درآمد میگر

maigre resources

منابع میگر

maigre appearance

ظاهر میگر

maigre portion

بخش میگر

maigre salary

حقوق میگر

maigre income

درآمد میگر

maigre selection

انتخاب میگر

جملات نمونه

she prefers a maigre diet for health reasons.

او به دلایل سلامتی ترجیح می دهد رژیم غذایی سبک (ماگر) را انتخاب کند.

the chef prepared a maigre dish with fresh vegetables.

سرآشپز یک غذای سبک (ماگر) با سبزیجات تازه تهیه کرد.

many people choose maigre options when dining out.

بسیاری از مردم هنگام غذا خوردن خارج از منزل گزینه های سبک (ماگر) را انتخاب می کنند.

he has a maigre physique due to his active lifestyle.

او به دلیل سبک زندگی فعالش، اندامی سبک (ماگر) دارد.

maigre meals can be both healthy and satisfying.

وعده های غذایی سبک (ماگر) می توانند هم سالم و هم رضایت بخش باشند.

she enjoys cooking maigre recipes for her family.

او از پختن دستور العمل های سبک (ماگر) برای خانواده اش لذت می برد.

the restaurant offers a variety of maigre options.

رستوران انواع گزینه های سبک (ماگر) را ارائه می دهد.

he prefers maigre meats like chicken and fish.

او ترجیح می دهد گوشت های سبک (ماگر) مانند مرغ و ماهی را انتخاب کند.

eating maigre can help maintain a healthy weight.

خوردن سبک (ماگر) می تواند به حفظ وزن سالم کمک کند.

she believes in a maigre lifestyle for better health.

او معتقد است که یک سبک زندگی سبک (ماگر) برای سلامتی بهتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید