gros

[ایالات متحده]/ɡrəus/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه ابریشمی ضخیم و زبر با دنده‌های افقی

عبارات و ترکیب‌ها

gross negligence

تقصیر فاحش

gross income

درآمد ناخالص

gross domestic product

محصول ناخالص داخلی

gross profit

سود ناخالص

نمونه‌های واقعی

The windows were draped with curtains of red gros de Tours held back by silken cords with ecclesiastical tassels.

پنجره‌ها با پرده‌های قرمز تور گراس دو تورز که با بندهای ابریشمی با گلدانه‌های کلیسایی نگه‌داشته شده بودند، پوشیده شده بودند.

منبع: Eugénie Grandet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید