graver

[ایالات متحده]/ˈɡreɪvə/
[بریتانیا]/ˈɡreɪvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ابزار حکاکی یا کنده کاری؛ ابزاری که برای حکاکی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

graver responsibility

مسئولیت سنگین‌تر

graver consequences

عواقب وخیم‌تر

graver issues

مشکلات جدی‌تر

graver concerns

نگرانی‌های بیشتر

graver implications

پیامدهای جدی‌تر

graver threats

تهدیدات جدی‌تر

graver risks

خطرات بیشتر

graver doubts

شک و تردیدهای بیشتر

graver offenses

جرایم سنگین‌تر

graver challenges

چالش‌های بزرگتر

جملات نمونه

he used a graver to etch the design onto the metal.

او از یک гравر برای حکاکی طرح روی فلز استفاده کرد.

the artist preferred a finer graver for detailed work.

هنرمند ترجیح می داد از یک гравر ظریف تر برای کارهای دقیق استفاده کند.

she bought a new graver for her engraving projects.

او یک гравر جدید برای پروژه های حکاکی خود خرید.

the graver slipped, leaving a scratch on the surface.

گرافِر لیز خورد و خراشی روی سطح ایجاد کرد.

he carefully selected the graver to achieve the desired effect.

او با دقت гравر را برای دستیابی به جلوه مورد نظر انتخاب کرد.

using a graver requires skill and precision.

استفاده از гравر نیاز به مهارت و دقت دارد.

the graver's tip was worn down after many uses.

بعد از استفاده های متعدد، نوک гравر ساییده شده بود.

he demonstrated how to hold the graver correctly.

او نحوه صحیح نگه داشتن гравر را نشان داد.

a sharp graver is essential for clean cuts.

یک гравر تیز برای برش های تمیز ضروری است.

the graver's handle was designed for comfort during long sessions.

دسته гравر برای راحتی در طول جلسات طولانی طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید