graying hair
ریش سفید
graying population
جمعیت پیر
graying society
جامعه پیر
graying trend
روند پیری
graying workforce
نیروی کار پیر
graying issues
مشکلات پیری
graying hairline
خط موی سفید
graying skin
پوست پیر
graying youth
جوانان پیر
graying eyes
چشمان پیر
the graying of the population is a significant social issue.
پیری جمعیت یک مسئله اجتماعی مهم است.
she noticed her graying hair in the mirror.
او متوجه موهای خاکستری خود در آینه شد.
graying skies indicated that a storm was approaching.
آسمانهای خاکستری نشان میدادند که طوفنی در حال نزدیک شدن است.
he embraced his graying beard as a sign of wisdom.
او ریش خاکستری خود را به عنوان نشانه ای از خرد پذیرفت.
the graying workforce presents challenges for many industries.
نیروی کار در حال پیر شدن چالشهایی را برای بسیاری از صنایع ایجاد میکند.
graying trees in the park added to the autumn scenery.
درختان خاکستری در پارک به منظره پاییزی افزودند.
she felt a sense of nostalgia as she watched the graying photographs.
او با دیدن عکسهای قدیمی، احساس نوستالژی کرد.
the graying economy is a concern for many citizens.
اقتصاد در حال پیر شدن نگران کننده بسیاری از شهروندان است.
they discussed the implications of a graying society.
آنها پیامدهای یک جامعه در حال پیر شدن را مورد بحث قرار دادند.
graying patterns in the fabric added a vintage touch.
الگوهای خاکستری در پارچه جلوهای قدیمی به آن بخشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید