graying

[ایالات متحده]/ˈɡreɪ.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡreɪ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند خاکستری شدن
adj. دارای رنگ یا ظاهری خاکستری

عبارات و ترکیب‌ها

graying hair

ریش سفید

graying population

جمعیت پیر

graying society

جامعه پیر

graying trend

روند پیری

graying workforce

نیروی کار پیر

graying issues

مشکلات پیری

graying hairline

خط موی سفید

graying skin

پوست پیر

graying youth

جوانان پیر

graying eyes

چشمان پیر

جملات نمونه

the graying of the population is a significant social issue.

پیری جمعیت یک مسئله اجتماعی مهم است.

she noticed her graying hair in the mirror.

او متوجه موهای خاکستری خود در آینه شد.

graying skies indicated that a storm was approaching.

آسمان‌های خاکستری نشان می‌دادند که طوفنی در حال نزدیک شدن است.

he embraced his graying beard as a sign of wisdom.

او ریش خاکستری خود را به عنوان نشانه ای از خرد پذیرفت.

the graying workforce presents challenges for many industries.

نیروی کار در حال پیر شدن چالش‌هایی را برای بسیاری از صنایع ایجاد می‌کند.

graying trees in the park added to the autumn scenery.

درختان خاکستری در پارک به منظره پاییزی افزودند.

she felt a sense of nostalgia as she watched the graying photographs.

او با دیدن عکس‌های قدیمی، احساس نوستالژی کرد.

the graying economy is a concern for many citizens.

اقتصاد در حال پیر شدن نگران کننده بسیاری از شهروندان است.

they discussed the implications of a graying society.

آنها پیامدهای یک جامعه در حال پیر شدن را مورد بحث قرار دادند.

graying patterns in the fabric added a vintage touch.

الگوهای خاکستری در پارچه جلوه‌ای قدیمی به آن بخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید