silvering effect
اثر نقرهزنی
silvering process
فرآیند نقرهزنی
silvering technique
تکنیک نقرهزنی
silvering solution
محلول نقرهزنی
silvering agent
عامل نقرهزنی
silvering layer
لایه نقرهزنی
silvering paint
رنگ نقرهای
silvering mirror
آینه نقرهای
silvering glass
شیشه نقرهای
silvering finish
پوشش نقرهای
the artist is known for silvering the edges of her paintings.
هنرمند به دلیل نقاشی کردن لبههای نقاشیهایش با نقره مشهور است.
silvering can enhance the appearance of glass objects.
نقرهکاری میتواند ظاهر اشیاء شیشهای را بهبود بخشد.
he spent the afternoon silvering the frames of his photographs.
او بعد از ظهر را به نقرهکاری قاب عکسهایش گذراند.
the silvering process requires careful attention to detail.
فرآیند نقرهکاری نیاز به توجه دقیق به جزئیات دارد.
she is experimenting with silvering techniques in her workshop.
او در کارگاه خود در حال آزمایش تکنیکهای نقرهکاری است.
silvering gives the mirror its reflective quality.
نقرهکاری باعث میشود آینه خاصیت بازتابنده خود را داشته باشد.
they are silvering the roof of the building to improve energy efficiency.
آنها در حال نقرهکاری سقف ساختمان برای بهبود بهرهوری انرژی هستند.
after silvering, the sculpture looked more elegant.
پس از نقرهکاری، مجسمه شیکتر به نظر میرسید.
the silvering technique dates back to ancient times.
تکنیک نقرهکاری به دوران باستان بازمیگردد.
he learned the art of silvering from his grandfather.
او هنر نقرهکاری را از پدربزرگش آموخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید