silvering

[ایالات متحده]/ˈsɪlvərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪlvərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند اعمال یک لایه نقره؛ کیفیت داشتن درخششی شبیه نقره

عبارات و ترکیب‌ها

silvering effect

اثر نقره‌زنی

silvering process

فرآیند نقره‌زنی

silvering technique

تکنیک نقره‌زنی

silvering solution

محلول نقره‌زنی

silvering agent

عامل نقره‌زنی

silvering layer

لایه نقره‌زنی

silvering paint

رنگ نقره‌ای

silvering mirror

آینه نقره‌ای

silvering glass

شیشه نقره‌ای

silvering finish

پوشش نقره‌ای

جملات نمونه

the artist is known for silvering the edges of her paintings.

هنرمند به دلیل نقاشی کردن لبه‌های نقاشی‌هایش با نقره مشهور است.

silvering can enhance the appearance of glass objects.

نقره‌کاری می‌تواند ظاهر اشیاء شیشه‌ای را بهبود بخشد.

he spent the afternoon silvering the frames of his photographs.

او بعد از ظهر را به نقره‌کاری قاب عکس‌هایش گذراند.

the silvering process requires careful attention to detail.

فرآیند نقره‌کاری نیاز به توجه دقیق به جزئیات دارد.

she is experimenting with silvering techniques in her workshop.

او در کارگاه خود در حال آزمایش تکنیک‌های نقره‌کاری است.

silvering gives the mirror its reflective quality.

نقره‌کاری باعث می‌شود آینه خاصیت بازتابنده خود را داشته باشد.

they are silvering the roof of the building to improve energy efficiency.

آنها در حال نقره‌کاری سقف ساختمان برای بهبود بهره‌وری انرژی هستند.

after silvering, the sculpture looked more elegant.

پس از نقره‌کاری، مجسمه شیک‌تر به نظر می‌رسید.

the silvering technique dates back to ancient times.

تکنیک نقره‌کاری به دوران باستان بازمی‌گردد.

he learned the art of silvering from his grandfather.

او هنر نقره‌کاری را از پدربزرگش آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید