grazings

[ایالات متحده]/'greɪzɪŋ/
[بریتانیا]/'ɡrezɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرتع; عمل تغذیه از علف
v. به علف تغذیه کردن; به آرامی در حین عبور لمس کردن; سطح را خراشیدن یا ساییدن

عبارات و ترکیب‌ها

grazing animals

دام‌های چراپای

grazing land

زمین چراگاه

grazing cattle

گاوهای چرا

rotational grazing

چرای دوره‌ای

grazing angle

زاویه چرای

grazing incidence

واپفتگی چرای

sheep are grazing

گوسفندان در حال چرا هستند

جملات نمونه

The cattle are grazing in the field.

گاوها در حال چرا در مزرعه هستند.

a knife blade grazing the countertop;

یک تیغه چاقو که به سطح پیشخوان می‌خزد;

Cattle were grazing in the field.

گاوها در مزرعه چرا می‌کردند.

We're grazing the sheep in the next field.

ما در مزرعه بعدی مشغول چرا کردن گوسفال‌ها هستیم.

Horses are grazing in the pasture.

اسب‌ها در مراتع مشغول چرا هستند.

the view was pastoral, with rolling fields and grazing sheep.

منظره روستایی بود، با مزارع گسترده و گوسفالانی که در حال چرا بودند.

Succession to a climax can be held at any stage by human intervention, such as grazing on chalk downland.

رسیدن به اوج می‌تواند در هر مرحله با دخالت انسان انجام شود، مانند چراگاه‌داری در مراتع آهکی.

Whether the selection of grassland grazing systems is reasonable has direct influences on sustainable utilization of grassland resources, bioenvironmental quality on grassland and herdmen's income.

اینکه آیا انتخاب سیستم‌های چراگاه در چمنزارها معقول است یا خیر، تأثیر مستقیمی بر استفاده پایدار از منابع چمنزار، کیفیت زیست محیطی در چمنزار و درآمد چوپانان دارد.

6.Where aridity, degeneration or soil erosion occurs as a result of overgrazing, users of the grasslands shall be required to reduce grazing and resow forage grass so as to restore vegetation.

در صورت بروز خشکی، فرسایش یا فرسایش خاک در اثر چرا بیش از حد، کاربران مراتع باید از چرا کم کنند و علوفه را دوباره بکارند تا پوشش گیاهی را بازسازی کنند.

نمونه‌های واقعی

3,000 reindeer have been grazing here all summer.

3000 گوزن در طول تابستان در اینجا چرا کرده‌اند.

منبع: Human Planet

Then, they found a cow grazing in a field.

سپس، آن‌ها یک گاو را در حال چرا در یک مزرعه پیدا کردند.

منبع: 101 Children's English Stories

A herd of cattle was quietly grazing on the grass.

یک گله گاو به آرامی در حال چرا کردن علف بود.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Early next morning Sigurd went out to the meadow where the horses were grazing.

اوایل صبح روز بعد، سیگورد به سمت مراتعی رفت که اسب‌ها در آن چرا می‌کردند.

منبع: American Elementary School English 4

Hagrid leapt to his feet, his shaggy black head grazing the ceiling.

هاگرید از جا پرید، سر سیاه و پرموی او به سقف برخورد کرد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

The zebras we grazing in the grass.

زرافه‌ها در حال چرا کردن در علفزار بودند.

منبع: Magic Tree House

They have no choice. The herd won't wait in its eternal quest to find new grazing.

آن‌ها هیچ انتخابی ندارند. گله در جستجوی ابدی خود برای یافتن مراتع جدید صبر نخواهد کرد.

منبع: North American Great Plains - Wild New World

So, this is your grazing area today.

بنابراین، این منطقه چرا شما برای امروز است.

منبع: VOA Standard English_Americas

We stopped to spy giraffes grazing in the canopy while zebras and steenbok munched on the underbrush.

ما برای دیدن زرافه‌هایی که در حال چرا در تاج پوشش بودند، توقف کردیم در حالی که گورخرها و استنبک در حال خوردن بوته‌ها بودند.

منبع: BBC Reading Selection

I saw many horses grazing on the pasture.

من اسب‌های زیادی را در حال چرا در مراتع دیدم.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید