greasing

[ایالات متحده]/ˈɡriːsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡriːsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اعمال کردن چربی یا روان کننده
adj. مشخصه وجود چربی یا روغن
v. شکل حال استمراری چربی، به معنای اعمال چربی یا رشوه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

greasing machine

گریس‌کاری دستگاه

greasing bearings

گریس‌کاری بلبرینگ‌ها

greasing parts

گریس‌کاری قطعات

greasing wheels

گریس‌کاری چرخ‌ها

greasing equipment

گریس‌کاری تجهیزات

greasing system

گریس‌کاری سیستم

greasing tools

گریس‌کاری ابزارها

greasing joints

گریس‌کاری اتصالات

greasing schedule

برنامه گریس‌کاری

greasing process

فرآیند گریس‌کاری

جملات نمونه

greasing the wheels of the machine ensures smooth operation.

روغن‌کاری چرخ‌های دستگاه، عملکرد روان را تضمین می‌کند.

the mechanic is greasing the engine to prevent wear and tear.

مکانیک در حال روغن‌کاری موتور برای جلوگیری از سایش و پارگی است.

he spent the afternoon greasing the bicycle chain.

او بعد از ظهر را صرف روغن‌کاری زنجیر دوچرخه کرد.

greasing the hinges will make the door open more easily.

روغن‌کاری لولاها باعث می‌شود درب راحت‌تر باز شود.

the technician recommended greasing the moving parts regularly.

تکنسین توصیه کرد که قطعات متحرک را به طور منظم روغن‌کاری کنید.

greasing the tools can extend their lifespan.

روغن‌کاری ابزارها می‌تواند طول عمر آن‌ها را افزایش دهد.

before the race, he was busy greasing his bike.

قبل از مسابقه، او مشغول روغن‌کاری دوچرخه‌اش بود.

greasing the conveyor belt is essential for efficient operation.

روغن‌کاری نوار نقاله برای عملکرد کارآمد ضروری است.

she learned the importance of greasing the machinery in her workshop.

او اهمیت روغن‌کاری ماشین‌آلات را در کارگاه خود متوجه شد.

greasing the parts will help reduce friction.

روغن‌کاری قطعات به کاهش اصطکاک کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید