slicking hair
صاف کردن مو
slicking back
صاف کردن به سمت عقب
slicking down
صاف کردن به سمت پایین
slicking cream
کرم صاف کننده
slicking gel
ژل صاف کننده
slicking product
محصول صاف کننده
slicking technique
تکنیک صاف کردن
slicking style
سبک صاف کردن
slicking method
روش صاف کردن
slicking finish
پایان صاف
he was slicking back his hair for the interview.
او داشت موهایش را برای مصاحبه صاف میکرد.
she enjoys slicking on some lip gloss before going out.
او از استفاده کردن از رژ لب قبل از بیرون رفتن لذت میبرد.
the chef was slicking the sauce over the dish.
سرآشپز داشت سس را روی غذا میمالید.
they were slicking the surface of the table with polish.
آنها داشتند سطح میز را با صیقلیکننده تمیز میکردند.
he spent the morning slicking up his presentation.
او صبح را صرف بهبود ارائه خود کرد.
she is slicking on some sunscreen before the beach.
او قبل از رفتن به ساحل در حال استفاده از کرم ضد آفتاب است.
the artist was slicking paint onto the canvas.
هنرمند داشت رنگ را روی بوم میمالید.
he was slicking his shoes to make them shine.
او داشت کفشش را برای براق کردن آن تمیز میکرد.
she was slicking her hair down with gel.
او داشت موهایش را با ژل صاف میکرد.
they were slicking the ice before the hockey game.
آنها داشتند یخ را قبل از بازی هاکی تمیز میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید