greedier

[ایالات متحده]/ˈɡriːdiə/
[بریتانیا]/ˈɡriːdɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن تمایل بیش از حد برای بیشتر از آنچه که نیاز دارد یا شایسته است

عبارات و ترکیب‌ها

greedier than ever

از هر زمان بیشتر حریص

greedier for power

حریص قدرت بیشتر

greedier than before

از قبل حریص تر

greedier by nature

به طور طبیعی حریص تر

greedier individuals

افراد حریص تر

greedier for wealth

حریص ثروت بیشتر

greedier every day

هر روز حریص تر

greedier in business

حریص تر در کسب و کار

greedier for success

حریص موفقیت بیشتر

greedier than others

حریص تر از دیگران

جملات نمونه

he became greedier as he accumulated more wealth.

او با جمع‌آوری ثروت بیشتر، حریص‌تر شد.

greedier people often lose sight of what truly matters.

افراد حریص‌تر اغلب از آنچه واقعاً مهم است غافل می‌شوند.

she was greedier than her friends, always wanting more.

او از دوستانش حریص‌تر بود و همیشه بیشتر می‌خواست.

in business, being greedier can lead to unethical decisions.

در کسب و کار، حریص بودن می‌تواند منجر به تصمیمات غیراخلاقی شود.

his greedier nature pushed him to take unnecessary risks.

طبع حریصانه‌اش او را به انجام ریسک‌های غیرضروری سوق داد.

they became greedier after tasting success.

آنها پس از چشیدن موفقیت، حریص‌تر شدند.

greedier individuals often find themselves isolated.

افراد حریص‌تر اغلب خود را منزوی می‌بینند.

he was known for being the greedier partner in the deal.

او به خاطر اینکه شریک حریص‌تر در معامله بود، شناخته می‌شد.

greedier desires can cloud one's judgment.

تمایلات حریصانه‌تر می‌تواند قضاوت یک فرد را مختل کند.

as the company grew, its leaders became greedier.

همانطور که شرکت رشد می‌کرد، رهبران آن حریص‌تر می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید