greeter

[ایالات متحده]/ˈɡriːtə/
[بریتانیا]/ˈɡriːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرسنل خوش‌آمدگویی؛ پذیرش در ورودی‌های هتل‌ها، سوپرمارکت‌ها و غیره.

عبارات و ترکیب‌ها

front greeter

سلام کننده جلویی

welcome greeter

سلام کننده خوشامدگویی

event greeter

سلام کننده رویداد

guest greeter

سلام کننده مهمان

store greeter

سلام کننده فروشگاه

friendly greeter

سلام کننده دوستانه

door greeter

سلام کننده در

virtual greeter

سلام کننده مجازی

online greeter

سلام کننده آنلاین

corporate greeter

سلام کننده شرکتی

جملات نمونه

the greeter welcomed us with a warm smile.

این خوشامدگویان با لبخندی گرم از ما استقبال کرد.

as a greeter, i help guests feel comfortable.

من به عنوان خوشامدگویان، به مهمانان کمک می کنم احساس راحتی کنند.

the hotel hired a friendly greeter for the lobby.

هتل یک خوشامدگوی دوستانه برای لابی استخدام کرد.

our greeter provided us with helpful information.

خوشامدگوی ما اطلاعات مفیدی در اختیار ما قرار داد.

the greeter handed out brochures to visitors.

خوشامدگویان بروشورها را بین بازدیدکنندگان توزیع کرد.

the greeter was responsible for checking in guests.

خوشامدگوی مسئول پذیرش مهمانان بود.

she worked as a greeter at the entrance of the event.

او به عنوان خوشامدگوی در ورودی رویداد کار می کرد.

the greeter's role is crucial for customer satisfaction.

نقش خوشامدگویان برای رضایت مشتری بسیار مهم است.

every greeter should be trained in hospitality skills.

هر خوشامدگوی باید در مهارت های مهمان نوازی آموزش دیده باشد.

the greeter helped us find our way around the venue.

خوشامدگویان به ما کمک کرد تا راه خود را در محل پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید