grenades

[ایالات متحده]/ɡrəˈneɪdz/
[بریتانیا]/ɡrəˈneɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌های انفجاری که با دست پرتاب می‌شوند
v. پرتاب نارنجک؛ حمله با گاز اشک‌آور

عبارات و ترکیب‌ها

throw grenades

پرتاب نارنجک

smoke grenades

نارنجک‌های دودزا

flash grenades

نارنجک‌های نور

hand grenades

نارنجک دست‌پرتاب

grenade launcher

نارنجک‌انداز

grenade attack

حمله با نارنجک

grenade belt

کمربند نارنجک

grenade explosion

انفجار نارنجک

grenade training

آموزش نارنجک

grenade safety

ایمنی نارنجک

جملات نمونه

he threw the grenades with precision.

او نارنجک‌ها را با دقت پرتاب کرد.

the soldiers were trained to handle grenades safely.

سربازان آموزش دیده بودند تا نارنجک‌ها را با خیال راحت کنترل کنند.

they found a cache of old grenades in the abandoned building.

آنها انباری از نارنجک‌های قدیمی در ساختمان متروکه پیدا کردند.

the sound of grenades exploding echoed through the valley.

صدای انفجار نارنجک‌ها در دره طنین‌انداز شد.

during the exercise, they practiced throwing grenades.

در طول تمرین، آنها تمرین پرتاب نارنجک کردند.

grenades can be very dangerous if not handled properly.

اگر به درستی با آنها برخورد نشود، نارنجک‌ها می‌توانند بسیار خطرناک باشند.

he carried several grenades in his tactical vest.

او چندین نارنجک را در جلیقه تاکتیکی خود حمل کرد.

the military issued new types of grenades for the mission.

ارتش انواع جدیدی از نارنجک‌ها را برای ماموریت صادر کرد.

they used smoke grenades to cover their advance.

آنها از نارنجک‌های دودزا برای پوشش پیشروی خود استفاده کردند.

grenades are often used in modern warfare.

نارنجک‌ها اغلب در جنگ مدرن استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید