grenadier

[ایالات متحده]/ˌgrenə'dɪə/
[بریتانیا]/ˌɡrɛnə'dɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرباز یک واحد نظامی نخبه که در استفاده از نارنجک تخصص دارد
Word Forms

جملات نمونه

Even their uniform makes them look bigger thanks to the pointed grenadier’s cap;a tricorne gets in the way of a good throw.

حتی لباس فرم آنها باعث می‌شود به دلیل کلاه سرخی نوک تیز، بزرگتر به نظر برسند؛ یک تری‌کورن مانع پرتاب خوب می‌شود.

The grenadier led the charge into enemy lines.

سرباز تفنگدار، حمله به خطوط دشمن را هدایت کرد.

The grenadier threw a grenade at the enemy bunker.

سرباز تفنگدار یک نارنجک به سنگر دشمن پرتاب کرد.

The grenadier wore a distinctive tall hat.

سرباز تفنگدار یک کلاه بلند و متمایز به سر داشت.

The grenadier displayed great bravery in battle.

سرباز تفنگدار شجاعت زیادی در نبرد نشان داد.

The grenadier's uniform was adorned with medals.

لباس فرم سرباز تفنگدار با مدال تزئین شده بود.

The grenadier was known for their strength and endurance.

سرباز تفنگدار به دلیل قدرت و استقامت خود شناخته می‌شد.

The grenadier trained rigorously for combat situations.

سرباز تفنگدار برای شرایط نبرد به طور جدی آموزش دید.

The grenadier stood at attention during the ceremony.

سرباز تفنگدار در طول مراسم در حالت آماده باش ایستاد.

The grenadier's unit was tasked with protecting the general.

واحد سرباز تفنگدار وظیفه محافظت از ژنرال را بر عهده داشت.

The grenadier's weapon of choice was the musket.

سلاح مورد علاقه سرباز تفنگدار تفنگ بود.

نمونه‌های واقعی

The sisters started at the sound, and glancing their eyes around, they saw the white uniforms of the French grenadiers, who had already taken possession of the gates of the fort.

خواهران با شنیدن صدا سر جای خود ایستادند و با نگاهی به اطراف، لباس سفید سربازان گارد فرانسوی را دیدند که قبلاً تصرف دروازه قلعه را به دست گرفته بودند.

منبع: The Last of the Mohicans (Chinese)

Yet the feeling was certainly unjust: the face would have been much admired on the shoulders of a grenadier of the guard; but all things, so they say, should be in keeping.

با این حال، این احساس قطعاً بی‌معنی بود: چهره روی شانه‌های یک گارد گارد بسیار مورد تحسین قرار می‌گرفت؛ اما همه چیزها، چنانچه می‌گویند، باید متناسب باشد.

منبع: Eugénie Grandet

There were many older ones also in bindings of calf and pigskin, treasure from half the bookshops in Europe; and there were huge folios like Prussian grenadiers; and tiny Elzevirs, which had been read by patrician ladies in Venice.

همچنین بسیاری از آن‌ها با جلد چرم و پوستی که گنجینه‌ای از نیمه کتابفروشی‌های اروپا بود، وجود داشتند؛ و مجلدات بزرگ مانند گاردان‌های پروس وجود داشتند؛ و کتاب‌های کوچک الفسویر که توسط بانوی اشرافی در ونیز خوانده شده بود.

منبع: Magician

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید