greyback

[ایالات متحده]/ˈɡreɪbæk/
[بریتانیا]/ˈɡreɪbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نهنگ خاکستری؛ کلاغ سرسیاه؛ سرباز ارتش کنفدراسیون؛ (بریتانیایی) حیوانات خاکستری‌پشت (مانند نهنگ خاکستری، قزل‌آلای برفی)
Word Forms
جمعgreybacks

عبارات و ترکیب‌ها

greyback frog

قورباغه خاکستری پشتی

greyback wolf

گرگ پشتی خاکستری

greyback bear

خرس پشتی خاکستری

greyback fish

ماهی پشتی خاکستری

greyback crab

خرچنگ پشتی خاکستری

greyback lizard

لاک پشتی خاکستری

greyback parrot

پرندگان طوطوی پشتی خاکستری

greyback turtle

لاک پشتی خاکستری

greyback deer

گوزن پشتی خاکستری

greyback seal

فک پشتی خاکستری

جملات نمونه

the greyback is known for its distinctive color.

گرگ خاکستری به دلیل رنگ خاص خود شناخته شده است.

many greybacks inhabit the coastal regions.

بسیاری از گرگ‌های خاکستری در مناطق ساحلی زندگی می‌کنند.

greybacks are often seen in large groups.

گرگ‌های خاکستری اغلب به صورت گروه های بزرگ دیده می شوند.

scientists study greybacks to understand their behavior.

دانشمندان رفتار گرگ‌های خاکستری را برای درک رفتارشان مطالعه می‌کنند.

the greyback population has been declining.

جمعیت گرگ‌های خاکستری در حال کاهش است.

greybacks are a crucial part of the ecosystem.

گرگ‌های خاکستری بخش مهمی از اکوسیستم هستند.

people often mistake greybacks for other species.

افراد اغلب گرگ‌های خاکستری را با گونه‌های دیگر اشتباه می‌گیرند.

conservation efforts are underway to protect greybacks.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از گرگ‌های خاکستری در حال انجام است.

greybacks are an important food source for predators.

گرگ‌های خاکستری یک منبع غذایی مهم برای شکارچیان هستند.

understanding the habitat of greybacks is essential for their survival.

درک زیستگاه گرگ‌های خاکستری برای بقای آنها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید