gridirons

[ایالات متحده]/ˈɡrɪdaɪənz/
[بریتانیا]/ˈɡrɪdaɪərnz/

ترجمه

n. یک گریل با دسته برای پختن گوشت یا ماهی؛ ساختار شبکه‌ای استفاده شده در کشتی‌سازی؛ یک میدان فوتبال آمریکایی؛ یک چارچوب برای حمایت از یک کشتی؛ یک شیء شبکه‌مانند

عبارات و ترکیب‌ها

gridirons game

بازی در زمین چمن

gridirons field

زمین بازی

gridirons battle

نبرد در زمین چمن

gridirons clash

برخورد در زمین چمن

gridirons play

بازی در زمین چمن

gridirons strategy

استراتژی در زمین چمن

gridirons team

تیم در زمین چمن

gridirons match

مسابقه در زمین چمن

gridirons rules

قوانین بازی در زمین چمن

gridirons rivalry

رقابت در زمین چمن

جملات نمونه

the gridirons were heated for the barbecue.

میخک‌ها برای باربکیو گرم شده بودند.

he placed the meat on the gridirons carefully.

او گوشت را با دقت روی میخک‌ها قرار داد.

the gridirons are essential for outdoor cooking.

میخک‌ها برای آشپزی در فضای باز ضروری هستند.

she cleaned the gridirons after the party.

او بعد از مهمانی میخک‌ها را تمیز کرد.

we need to buy new gridirons for the grill.

ما باید میخک‌های جدید برای گریل بخریم.

the gridirons can hold a lot of food at once.

میخک‌ها می‌توانند مقدار زیادی غذا را به طور همزمان در خود جای دهند.

he loves cooking on the gridirons during summer.

او عاشق آشپزی روی میخک‌ها در تابستان است.

gridirons are often used in traditional grilling methods.

میخک‌ها اغلب در روش‌های سنتی باربکیو استفاده می‌شوند.

they set up the gridirons in the backyard.

آنها میخک‌ها را در حیاط پشتی نصب کردند.

adjusting the heat on the gridirons is crucial.

تنظیم حرارت روی میخک‌ها بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید