touchdown

[ایالات متحده]/'tʌtʃdaʊn/
[بریتانیا]/'tʌtʃdaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امتیاز در فوتبال آمریکایی که با پیشرفت توپ به منطقه انتهایی حریف یا با دریافت پاس پرتاب شده به منطقه انتهایی به دست می‌آید؛ فرود آمدن یا تماس با زمین.

عبارات و ترکیب‌ها

score a touchdown

امتیاز گرفتن

touchdown celebration

جشن گرفتن تاچ‌داون

touchdown pass

پاس تاچ‌داون

touchdown drive

ران تاچ‌داون

touchdown run

دویدن تاچ‌داون

touchdown catch

گرفتن توپ تاچ‌داون

جملات نمونه

The football team scored a touchdown in the final seconds of the game.

تیم فوتبال در آخرین ثانیه‌های بازی، تاچ‌داون زد.

The quarterback threw a perfect pass for a touchdown.

کوارتربک یک پاس عالی برای تاچ‌داون انداخت.

The crowd erupted in cheers as the running back made a touchdown.

با اینکه رانینگ بک تاچ‌داون زد، جمعیت با تشویق واکنش نشان دادند.

The wide receiver caught the ball in the end zone for a touchdown.

بازیکن دریافت‌کننده توپ را در منطقه پایانی برای تاچ‌داون گرفت.

The team celebrated their touchdown with high-fives and hugs.

تیم جشن تاچ‌داون خود را با تشویق و در آغوش گرفتن جشن گرفتند.

The defense intercepted a pass and returned it for a touchdown.

دفاع یک پاس را رهگیری کرد و آن را برای تاچ‌داون بازگرداند.

The kicker made a field goal instead of going for a touchdown.

به جای تلاش برای تاچ‌داون، کیکر یک ضربه پنالتی زد.

The coach called a trick play that resulted in a touchdown.

مربی یک حرکت غیرمعمول را فراخواند که منجر به تاچ‌داون شد.

The team's strategy focused on scoring touchdowns rather than field goals.

استراتژی تیم بر روی کسب تاچ‌داون به جای ضربه پنالتی متمرکز بود.

The player's touchdown dance became famous among fans.

رقص تاچ‌داون بازیکن در میان طرفداران مشهور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید