score a touchdown
امتیاز گرفتن
touchdown celebration
جشن گرفتن تاچداون
touchdown pass
پاس تاچداون
touchdown drive
ران تاچداون
touchdown run
دویدن تاچداون
touchdown catch
گرفتن توپ تاچداون
The football team scored a touchdown in the final seconds of the game.
تیم فوتبال در آخرین ثانیههای بازی، تاچداون زد.
The quarterback threw a perfect pass for a touchdown.
کوارتربک یک پاس عالی برای تاچداون انداخت.
The crowd erupted in cheers as the running back made a touchdown.
با اینکه رانینگ بک تاچداون زد، جمعیت با تشویق واکنش نشان دادند.
The wide receiver caught the ball in the end zone for a touchdown.
بازیکن دریافتکننده توپ را در منطقه پایانی برای تاچداون گرفت.
The team celebrated their touchdown with high-fives and hugs.
تیم جشن تاچداون خود را با تشویق و در آغوش گرفتن جشن گرفتند.
The defense intercepted a pass and returned it for a touchdown.
دفاع یک پاس را رهگیری کرد و آن را برای تاچداون بازگرداند.
The kicker made a field goal instead of going for a touchdown.
به جای تلاش برای تاچداون، کیکر یک ضربه پنالتی زد.
The coach called a trick play that resulted in a touchdown.
مربی یک حرکت غیرمعمول را فراخواند که منجر به تاچداون شد.
The team's strategy focused on scoring touchdowns rather than field goals.
استراتژی تیم بر روی کسب تاچداون به جای ضربه پنالتی متمرکز بود.
The player's touchdown dance became famous among fans.
رقص تاچداون بازیکن در میان طرفداران مشهور شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید