gripsacks

[ایالات متحده]/ˈɡrɪp.sæk/
[بریتانیا]/ˈɡrɪp.sæk/

ترجمه

n. یک کیسه کوچک برای حمل وسایل شخصی، به ویژه برای سفر؛ یک کیف سفر

عبارات و ترکیب‌ها

gripsack handle

دسته‌ی کیس gripsack

gripsack bag

کیف gripsack

gripsack strap

بند gripsack

gripsack design

طراحی gripsack

gripsack closure

بست gripsack

gripsack material

جنس gripsack

gripsack pocket

جیب gripsack

gripsack size

اندازه gripsack

gripsack style

سبک gripsack

gripsack features

ویژگی‌های gripsack

جملات نمونه

he packed his gripsack for the weekend trip.

او ساک خود را برای سفر آخر هفته بست.

she slung her gripsack over her shoulder.

او ساک خود را بر دوش انداخت.

the gripsack was filled with clothes and snacks.

ساک با لباس و میان وعده پر شده بود.

he lost his gripsack at the train station.

او ساک خود را در ایستگاه قطار گم کرد.

make sure to zip up your gripsack before leaving.

قبل از رفتن حتماً زیپ ساک خود را ببندید.

she reached into her gripsack for her notebook.

او برای دفترچه یادداشتش به داخل ساک خود دسترسی پیدا کرد.

his gripsack was a bit heavy after shopping.

بعد از خرید ساک او کمی سنگین بود.

they used a gripsack to carry their gear.

آنها از یک ساک برای حمل وسایل خود استفاده کردند.

he always keeps a water bottle in his gripsack.

او همیشه یک بطری آب در ساک خود نگه می دارد.

she found a hidden pocket in her old gripsack.

او یک جیب پنهان در ساک قدیمی خود پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید